پنج نكته مهم پس از فاجعه دهمزنگ!

 

 

١. اعضاء ارشد جنبش روشنايي حق ندارند با انرژي و خون مردم سليقه ي رفتار كنند. تصميم ها بايد بصورت جمعي و آراء اكثريت اتخاذ شود نه با لجاجت و زور گويي. جنبش نبايد در كنترل يك فرد يا يك گروه مشخص قرار داشته باشد. جنبش نبايد با ادبيات سنتي شخصيت محور، دنبال رهبر كاريزما باشد. بدبختي يك جامعه ستم ديده همين است كه به جاي بيداري جمعي و مبارزه جمعي، با ميل رهبر پرستي و پدر سالاري فرد محور، در جستجوي عدالت باشد.

 

اين مهم در صورت ممكن است كه براي اقدام جمعي و كنشگري سازماني بايد شيوه و طرز تفكر مان را نيز شستشو دهيم؛ انديشه مخالف خود را تحمل كنيم، مدارا را به جاي مروت الگوي كار جمعي قرار دهيم و براي رسيدن به آرمان بزرگ 'جرم نبودن هزاره' ظرفيت رواني وسيع داشته باشيم. تنها در اين صورت است كه با موانع ساختاري و عوامل بيروني ستم و بي عدالتي و با موانع داخلي عدالت خواهي مان مبارزه مؤثر داشته باشيم.

 

٢. اراده قدرت فاشيسم قومي براي سركوب هزاره ها از هيچ جنايت و توحشي دست بردار نيست. هزاره ها تنها با عبرت گرفتن از تاريخ مي توانند از وضعيت زيستن طبيعي با فاجعه و جنايت عبور كنند. اين عبور مستلزم اتحاد در نتيجه فهم مسأله هزاره ستيزي است نه با احساسات مقطعي.

 

 

٣. در كنار تبعيض ساختاري و ستم بيروني بر هزاره ها، پراكندگي، فروكاست سياست ورزي عقلاني و مبارزه عدالت خواهي به دلالي و معامله گري در سطح رهبري و مرجعيت سياسي هزاره ها، عامل اصلي تضعيف و تحقير هزاره ها در جامعه و سياست تلقي مي شود. جنبش روشنايي فرصتي است براي تصفيه حساب با پيران خرف كه عدالت و اعتبار و انرژي و خون مردم هزاره را با پول و منافع خانوادگي شان دلالي و معامله مي كنند.

 

٤. حضور نمادين و تحقير آميز هزاره ها در قدرت بايد هم در ساختار حقوقي و هم در ساختار حقيقي دولت به حضور واقعي و مقتدرانه تبديل شود و اين كار با ايجاد يك سازمان وسيع و مقتدر و بزرگ و با استراتيژي فراگير امكان پذير است. جنبش روشنايي را بايد كم كم به چنين سازمان بزرگ تبديل كنيم.

 

٥. براي تضمين نهادي رسيدن به عدالت بايد كمر خود را براي تغيير نظام به پارلماني و در دراز مدت به فدراليسم، محكم ببنديم. با تداوم نظام تك بافت و متمركز فرد محور فعلي، بي عدالتي و ستم قومي نيز استمرار خواهد يافت. جنبش روشنايي ادبيات و زمينه اين وضعيت را تا حدودي طرح و بنياد نهاده است و از اينرو اين جنبش بايد تقويت و حمايت شود.