هزاره و عرصه بین المللی

 

 

 

۱- پروژه داعش رو به اتمام است به همین دلیل مسولیت هر انفجاری (را که بتوانند در آن ریشه های رادیکال اسلامی پیدا کنند) در هر گوشه ای برای فراموش نشدن در رسانه ها و از دست ندادن روحیه داوطلبانش می پذیرد و به صورت حتم انفجارهای بیشتری را طرح ریزی کرده اند که امیدوارم قبل از به خاک و خون کشیدن دیگران خنثی شوند.حادثه دهمزنگ نیز که طالبان طبق معمول از آن سرباز زدند یک تحفه رایگان به داعش بود.

 

۲-جبهه ضد نفوذ ایران در منطقه که سیاست های اوباما آنها را سرخورده کرده در حال تجدید قوا برای دوران پس از اوباما هستند. مناطق کردنشین ایران متشنج است، حماس به اعراب روی آورده و حزب الله نیز در سوریه درگیر. میلیاردها دلار پول ایران که قرار بود بعد از برجام آزاد شود نیز همچنان بلوکه است. یکی از دلایل تغییر ناگهانی سیاست جنگی ایالات متحده در افغانستان که با فشار جمهوری خواهان صورت گرفت و تمدید حضور ناتو نیز در ادامه همین سیاست می تواند باشد. در واقع هر زمانی که ایالات متحده می گوید ما سرباز می فرستیم یا حضورشان را تمدید می کنیم یعنی جنگ همچنان به دلایلی ادامه خواهد داشت. فشار هر چند ملایم غربی ها بر پاکستان در مسایل افغانستان نیز برای همسو کردن آن کشور با سیاست های جدید غربی ها در رویارویی با ایران می تواند باشد.

 

۳- اردوغان بعد از زورآزمایی با روسیه فهمید که غربی ها شرکای قابل اعتمادی نیستند و پشت او را خالی می کنند. تصفیه حساب ها و غربال در ترکیه نیز به منظور یکدست کردن قدرت برای مقابله با نفوذ و فشار غرب از مجرای گولن«یها» صورت می گیرد. یک متحد اروپایی مسلمان و رویا پرداز، اروپایی ها را ترسانده است. در رسانه های غربی بر وجه مسلمان بودن اردوغان تاکید می شود و شهروندان اروپایی را از دیکتاتوری اسلامی وی می ترسانند.

 

موارد بالا و ارتباط آن با هزاره ها:

 

نادیده گرفته شدن هزاره ها از طرف غربی ها خصوصن آمریکایی ها رابطه مستقیم با تنش ایران و آمریکا دارد. تا زمانی که هزاره ها برچسب شیعه های نفوذی ایران را بخورند که در سوریه نیز از نیروی مستعصل مهاجرین هزاره برای جنگ استفاده میشود، نه اعراب به صلح طلبی هزاره ها توجهی می کنند نه جمهوری خواهان و دموکراتهایی که تحت تاثیر لابی های اسرائیل هستند. در رسانه های غربی همیشه از هزاره ها به عنوان ٰاقلیت شیعهٰ با فیصدی نفوس متغیر (۹، ۱۵ و ۱۶)٪ نام برده می شود و همچنان در بعضی از این رسانه ها از هزارها به عنوان شیعه های تحت نفوذ ایران نام برده می شود. (جای دوری نمی رویم در دوران جنگ های داخلی کابل رادیو بی بی سی فارسی هزاره ها را با همین پسوند‌‌ ٰطرفدار ایرانٰ معرفی می کرد). بعد از کنفرانس بن هر خارجی پا به میدان هوایی کابل می گذاشت، شخصی ماموریت داشت تا هزاره ها را اقلیت شیعه چند فیصدی نفوذی ایران به آن خارجی معرفی کند. در سفارتخانه ها، سازمانهای بین المللی، ان جی او ها، سفرهای خارجی و ... این پروژه اجرایی می شد تا کمک کننده ها در مقابل آپارتاید مناطق مرکزی سکوت اختیار کنند. البته قابل ذکر است هزاره هایی که روز قدس را تجلیل می کنند و یا عکس خمینی و خامنه ای را به در و دیوار غرب کابل می چسبانند به تطبیق این پروژه برای سرکوب خود کمک شایانی می کنند.

 

در مورد جنرال دوستم و رویگردانی او از هزاره ها جدای از رقابت وی با محقق و خلیلی نمی توان روابط نیک او با ترکیه و سیاست ترکیه در براندازی رژیم اسدی که از مهاجرین هزاره برای بقایش استفاده می کند را نادیده گرفت.

 

برای مطرح شدن در رسانه ها و جوامع بین المللی شیوه های مختلفی وجود دارد که دانستن این شیوه ها برای هزاره ها ضروریست.

 

داخلی ها:

 

۱- تجربه نشان داده است که حکومت ها برای سرکوب افراد و اقلیت ها در درجه اول درهای خود را بروی رسانه ها و بازرسان بین المللی می بندند. نمونه بارز آن در روزهای اخیر اقدامات ترکیه در سرکوب، مجازات و محاکمه های غیر شفاف مخالفان اردوغان و تیم وی است که از دید رسانه ها و بازرسان بین المللی پوشیده است. نمونه دیگر آن سرکوب اقلیت های دینی و نژادی در کشور همسایه ایران است. پس امکان برقراری ارتباط با رسانه های بین المللی در درجه نخست قرار دارد. برای رسیدن به این هدف از محیط خود شروع کنید. با خبرنگاران رسانه ای خارجی در کابل ارتباط برقرار کنید. آنها را به شام در رستورانت های معتبر دعوت کنید و از آنها پذیرایی مفصلی کنید. سعی کنید با آنها دوست شوید و رابطه دوستی را محکم کنید. این را می دانیم که خبرنگاران در درجه اول انسان هستند و عاطفه دارند. او را با جملات کلیشه ای و مظلوم نمایی بمباران نکنید و اجازه دهید او از شما در مورد خودتان سوال کند. در دنیای امروزی خبرگزاری ها خبر می سازند و غذای خبرگزاری سوژه های جذاب و پر خواننده برای مخاطب غربی است لذا از دوستانتان در کشور های غربی بخواهید تا روزنامه ها و شبکه های خبری را در کشور میزبان تعقیب کند و نحوه پوشش مسایل مربوط به افغانستان و منطقه را در این شبکه ها و روزنامه ها برای شما بازگو کنند تا شما بدانید مثلن کشور ناروی در مورد هزاره ها جدای از مهاجرینی که در کمپ ها زندگی می کنند چه می دانند.

 

۲- ترجمه مقالات روزنامه های معتبر بین المللی و زیرنویس فارسی گذاشتن برای برنامه های سیاسی شبکه های خبری (با محوریت افغانستان) این کشورها برای مخاطبان داخلی که زبان های خارجی نمی دانند امری ضروری است. این ترجمه ها به شما کمک می کند بفهمید که ذهنیت روزنامه نگاران در مورد شما چیست و مردم آن کشور ها در مورد شما چه می خوانند و می شنوند. در رابطه با حادثه دهمزنگ عده ی زیادی از هزاره ها لینک رسانه های بین المللی را به اشتراک گذاشتند اما کمتر کسی این گزارشات و مقالات را خواند و یا ترجمه کرد تا دیگران بخوانند. بهتر است بدانید که رسانه ها این واقعه را چگونه پوشش دادند و در مورد هزاره ها و جنبش روشنایی و در کل تظاهرات مسالمت آمیز چه چیزی به مخاطب جامعه خود ارائه کردند.

 

۳- شما نمی توانید حتی یک خبرنگار و یا مقاله نویس هزاره که برای خبرگزاری های بین المللی قلم بزند پیدا کنید لذا آرزوهایمان را با اهدافمان که همانا سربلندی هزاره است مطابقت بدهیم. یکی از این آروزها داشتن تریبون بین المللی است. اگر شما جوانی هستید که به رشته خبرنگاری علاقه دارید هدفتان را بزرگ انتخاب کنید مثلن خبرنگار نیویورک تامیز و یا گاردین و یا نشر مقالهایتان در رسانه های معتبر. اگر فلمساز هستید از منطقه خود و خانواده ی خود شروع کنید و قصه های خود را روایت کنید. تصویر هزارجات را به بیرون انتقال دهید و شما راوی شوید. بیرون از افغانستان دیگر کسی علاقه ای به شنیدن اخبار انفجار و انتحار در افغانستان ندارد اما آنها تشنه شنیدن داستان ها و روایت های زندگی شما در خانه و محله و یا منطقه تان هستند. ناگفته هایی که در کشاکش بحران های سیاسی گم شده اند. اگر عکاس هستید برای مسابقات بزرگ بین المللی عکس هایی ساده که بازگو کننده زندگی شما است را روان کنید. به جایزه های کوچک و مسابقات کوچک دل خوش نکنید و برای مسابقات بزرگ زورآزمایی کنید تا دیده شوید و مردمتان و شیوه زندگی تان را به دیگران نشان دهید.

 

۴- فراگیری زبان های دیگر (خصوصن انگلیسی) را در اولویت کارهایتان قرار دهید تا بدانید در دیگر نقاط دنیا چه خبر است و شما در کجای این دنیا قرار دارید. از طریق این زبان با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنید تا دیده و شنیده شوید. هزاره ها را به دنیای بیرون آنگونه که می خواهید معرفی کنید نه آنگونه که شما را معرفی می کنند (به نوشته هزاره ی بین المللی ۱ مراجعه کنید) و بخوانید چگونه دیگران از طریق ارتباط با غربی ها شما را تحت تبعیض قرار داده اند.

 

۵- با سفارت خانه های کشور های غربی در کابل از طریق ایمیل و یا تلفونی در تماس شوید و از مزایای بورسیه های تحصیلی آگاهی پیدا کنید و اگر شما شرایطش را ندارید آن را در اختیار دیگر قوما قرار دهید. نمونه اشرف غنی و زلمی خلیل زاد را می آورم که زمانی در دانشگاه آمریکایی ها در بیروت تحصیل کردند و حال یکی بر شما حکومت ظالمانه می کند و دیگری برای طالبان در کنگره آمریکا لابی گری. شما باید نسل بعدی باشید که در دهلیز های پارلمان های غربی برای مناطق مرکزی لابی گری خواهد کرد و از حقوق هزاره دفاع خواهد کرد. اگر اشرف غنی و خلیل زاد به آن رسیده اند شما بدون شک به جایگاه بالاتری خواهید رسید. در این میان دانشگاه آمریکایی ها در کابل در اولیت قرار دارد. از آن غافل نشوید.

 

۶- دوستانی که علاقه ای به درس خواندن ندارند به فکر سرمایه دار شدن و تجارت باشند و به زندگی ساده و حقیرانه قناعت نکنند. ما هزاره ها فقیر هستیم و نیاز به سرمایه مالی داریم تا در مواقع ضرورت از زور مالی برای پیش برد اهدافمان استفاده کنیم. یکی از شیوه های لابی گری تطمیع (به زبان ساده پول دادن) به طرف مقابل برای پیشبرد اهدافتان است.

 

 

برای مطرح شدن در رسانه ها و جوامع بین المللی شیوه های مختلفی وجود دارد که دانستن این شیوه ها برای هزاره ها ضروریست.

 

هزاره های مقیم خارج

 

هزاره هایی که در خارج افغانستان هستند به دو دسته تقسیم می شوند: الف) آنهایی که مراحل پناهندگی را گذرانده و وارد جامعه میزبان شده اند ب) آنهایی که همچنان در کش و قوس مراحل پناهندگی هستند.

 

۱- گروه ب نباید از پتانسیل ایرانی های مقیم ان کشور غافل باشند. به صورت حتم ایرانی ها چند نسل زودتر تن به مهاجرت داده اند و اطلاعات مفیدی درباره قوانین و مزایای کشور میزبان دارند. آنها از طریق دوستان خود مراحل پناهندگی و ادغام در جامعه میزبان را طی می کنند و وارد بازار کار و فضای علمی و سیاسی کشور میزبان می شوند. فرهنگ و زبان مشترک به شما کمک خواهد کرد تا زودتر از اطلاعات مفید آنها بهره برده و کمتر سرگردان شوید.

۲- گروه الف خصوصن آن عده که حق تحصیل، کار و مهم تر از آن حق رای دارند چند نکته را نباید فراموش کنند. در کشور های متمدن حق رای و رای دادن با قرن ها جنگ داخلی و مبارزات آزادی خواهانه ی بیشماری به دست آمده و سیاسیون به صورت قانونی و از طریق رای واقعی مردم قدرت را بدست می گیرند و دولت تشکیل می دهند. لذا رای شما ارزش فراوانی دارد. در درجه اول تاریخ هر چند جزیی کشور میزبان را مطالعه کنید و اخبار را تعقیب کنید. احزاب را مورد مطالعه قرار دهید و تلاش کنید حزب مورد نظر خود را انتخاب کنید و عضو آن شوید. شما می توانید از رای خود و دیگر کتله ی هزارها برای تحت فشار قرار دادن حکومت افغانستان از طریق حزب حاکم کشور میزبان استفاده کنید. مثال:

اگر شما در آلمان زندگی می کنید و عضو اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان که قدرت را در دست دارد باشید می توانید با آرای هزاره ها با آنها برای دور بعدی انتخابات وارد گفتگو شوید و از طریق رای خود برای پناهندگان هزاره سهولت هایی را درخواست کنید و یا خواهان توقف کمک های کشور آلمان به افغانستان در صورت تبعیض به مناطق مرکزی شوید.

 

۳- جمعیت دانشگاهی هزاره ها در غرب بسیار محدود است و هزاره ها به دلیل عدم اطلاع از مزایای کشورهای میزبان برای تحصیل در دانشگاه ها و ترس از امرار معاش به سرعت جذب کارهای شاقه می شوند در صورتی که در هر کشوری برای قشر فقیر و یا پناهنده میزایای را برای تحصیل در نظر گرفته اند. با مدارک دانشگاهی به ادارات دولتی راه پیدا می کنید. به خبر گزاری ها و شبکه های رادیو تلویزیون نفوذ خواهید کرد. از طریق عضویت در احزاب نیز پله های ترقی سیاسی را طی خواهید کرد.

 

۴- هر دو گروه الف و ب نباید فراموش کنند که شرط ادغام در جامعه میزبان یاد گرفتن زبان آن کشور است. این زبان می تواند زبان کوچه بازاری باشد و یا زبانی که بتواند اخبار را تعقیب کند و یا کتاب به همان زبان بخواند. دانشگاه، عضویت در احزاب و جذب ادارات دولتی شدن زبان کوچه بازاری نه بلکه زبان علمی نیاز دارد.

 

۵- هر دو گروه برای معرفی فرهنگ خود (مثلن در جشن های بومی و مراسم سالگرد شخصیت های فرهنگی، علمی و ارزشی) از دوستان کشور میزبان دعوت کنند و از اجرای کامل مراسم به زبان فارسی خوددارری کنند زیرا شما به صورت حتم از همان فرهنگ می آیید لذا نیاز دارید آن فرهنگ را به زبان همان دوستتان به او معرفی کنید. در جوامع شما ملاهایی هستند که از کمک های دولتی در خانه های خود لمیده و هر سال به حج می روند. اینان جزو طبقه مفت خور و بی فایده جامعه شما هستند که شما را وادار می کنند همچنان بسیاری از رسوم ناشایست و منسوخ را در کشور میزبان بجا آورید. در واقع اینها همان نماینده های شیخین افغانستان هستند که توجه شما آنها را همچنان کاخ نشین نگه خواهد داشت و شما را به عنوان جامعه ای واپسگرا به کشور میزبان معرفی خواهد کرد. به آنها نه بگویید و ساختار شکنی کنید و آنها را به حاشیه برانید. اگر کمکی از طرف دولت نیز به کلته شما می شود این مفت خوران آن را صرف ساختن مسجد (کاخ دایمی خود) و سفر حج می کنند. اما همان کمک می تواند خرج مکتب یکسال اطفال زیادی در دایکندی، بامیان، غور و جاغوری شود. از پولی که با مشقت و زحمت زیاد و نیت پاک برای خانواده خود در وطن روان می کنید اطمینان حاصل کنید که مصرف سیال داری و موتر های ناق و زکات و خمس مفت خوران نمی شود بلکه خرج تحصیل خواهران و برادران کوچکتان و آینده آنها می شود. بهتر است برای برادران و خواهران خردسال خود حساب بانکی باز کرده و اگر می خواهید راه دشواری را که شما رفته اید و خطراتی را که به جان خریده اید را آنها نروند آینده آنها را با پس انداز تامین کنید تا اگر در افغانستان دولت دروازه های دانشگاههای دولتی را بروی هزاره ها بست و یا از حق لیله محرومشان کرد بتوانند با حمایت شما درس بخوانند.

 

۶- یکی از دلایلی که اشرف غنی به کشورهای غربی آمد و با دولت های آنها بر سر شما می کند دقیقن ترس از شما در آینده است. به همین دلیل به دولت های غربی می قبولانند که فقط افرادی را که از مناطق جنوبی و ناامن می آیند را بپذیرید زیرا در مناطق مرکزی امنیت است. او به این امر واقف است که اگر شما مراحلی را که در بالا ذکر کردم را تعقیب کنید در طی چند دهه آینده حکومت فاشیستی دیگر مجالی برای نفس کشیدن نخواهد داشت.

 

۷- دوستانی که علاقه ای به درس خواندن ندارند به فکر سرمایه دار شدن و تجارت باشند و به زندگی ساده و حقیرانه قناعت نکنند. ما هزاره ها فقیر هستیم و نیاز به سرمایه مالی داریم تا در مواقع ضرورت از زور مالی برای پیش برد اهدافمان استفاده کنیم. یکی از شیوه های لابی گری تطمیع (به زبان ساده پول دادن) به طرف مقابل برای پیشبرد اهدافتان است.

 

راه دشواری در پیش داریم اما برنامه ریزی ما باید معطوف به نسل آینده باشد. اینها موارد کلیدی و ساده ای بود که شما با عملکرد به آنها خود را بعد از لااقل ۱۰ یا ۱۵ سال به عنوان یک هزاره معرفی کنید و از دست آوردهای قومای خود با دیگر مردمان بگویید و به آن افتخار کنید.