توهين به شهداي جنبش روشنايي در تهران اما تجليل از ويروس خميني در كابل!

 

تحليل انتقادي از ساختار ذهني هزاره ها:

 

 

ملا خمینی ویا به اصطلاح خرافه گرایان امام خمینی با تمام ساده لوحی مذهبی و عقامت فکری، که مانند ویروس قدرتمند، نفرت و شکاف مذهبی را در منطقه تکثیر کرد، اینک با نسل تکثیر شده ویروس آدم خوار اندام جامعه ما را نیز نشانه گرفته است. قدرت تخدیری فوق العاده خرافه گرایی مذهب ساخته و پرداخته صفویان به علاوه جهل مذهبی هزاره های افغانستان و استفاده ابزاری هدفمند ازمذهب در این جامعه به حدی است که خمینی به مثابه مظهر مطلق بنیان گذار تخدیرمذهبی و استبداد مطلقه مذهبی، هزاره ها ی ‫#‏افغانستان را در دام جهل، تخدیر و تزویر و خرافات مذهب صفوی به مرگ سیاسی_تاریخی رهنمون میکند. میراث خمینی رژیم آدم خواری است که با ارتکاب عریان ترین اجبار مطلقه و تزویر مخدره نه تنها شهروندان کشور خودش را به "خزندگان محض " تبدیل کرده است که امروزه "ارگانیسم جامعه بلازده " هزاره ها ی افغانستان را نیز با تقديس و تزویر و توجیه باورهای مذهبی ویروس زده کرده و "تئوری توطئه " را به فرایند "خود بیگانگی" هزاره ها روپوش فعالیت های ویروسی خود قرار داده است.

 

من به شخص ملا خمیني به عنوان یک فرد و باتمام ويژگی ها ي اخلاقی يک فرد به مثابه فرد کاری ندارم. مسئله اساسي و محوری که درکانون اعتراض ونقد من قرار دارد این است که بي شعوری و جهل بخش از ما مردم ستمديده به حدي است که حتی در بدبينانه ترين تحلیل در قالب هیچ تئوري فهم کنش اجتماعی نمي گنجد. حتی موضوع فراتر از خودبیگانگي است. می توان وضعیت شعور جمعی مردم ما را درحدی فروتر از سندرم خرد سیاسی واجتماعی تقلیل داد! هزاره هاي طرفدار خميني اصلا چه درک از پیامدهای حمايت از رژیم ولایت قبيح خمینی در تاثیر گذاری موقعیت سیاسی هزاره ها درافغانستان دارند؟

 

به نظر آنان عمده ترین شکاف در منازعه افغانستان هویت قومي است یا مذهب و در این میان چه درک از تاثیرات سیاست ‫#‏ایدئولوژيک گمراه کننده رژیم ولایت فقیه ایران در موقعيت سیاسي هزاره هاي افغانستان بادرنظرداشت دو شکاف قومي ومذهبی جاري افغانستان دارند؟ آيا کارکرد ایدئولوژیک و گمراه کننده مذهب در حوزه عمومي افغانستان را ناديده میگيرند؟ تئوری توطئه وابستگي معنوي و سیاسي هزاره ها به ایران آبشخورش از كجاست؟ و تجلیل ازسالروز مردن ملا خمینی چه معنایی دارد؟ مگه نه اینکه تنها شکاف فعال و معنابخش منازعه و بحران در افغانستان هویت قومي است؟ درک کردن مبنای منازعه و قاعده بازی سیاست مساوی با حاصل جمع صفر در سیاست افغانستان از سوي هزاره ها براستي دال بر خودبیگانگی سیاسي و طبیعی هزاره ها ازخود و هویتش نیست؟

 

تاکید بر مذهب آنهم درصورتي که مذهب هیچگاه شکاف فعال درسیاست خشن وقوم گرایی افغانستان نبوده آيا نشانه جهل هزاره ها نیست؟ تجلیل ازمرگ ‫#‏خمینی بر اساس کدام مؤلفه برد و براساس کدام متغير باخت درموقعیت سياسی هزاره های افغانستان صورت ميگیرد و چه پيامدهای اجتماعی وسیاسی در ذهنیت دیگران از درک هزاره های افغانستان بجا ميگذارد؟ تاکيد بر مذهب شیعه درسياست و حوزه عمومي هم نشانگر نادانی وبیسوادی و عقامت خرد جمعي هزاره ها را نشان مي دهد و هم بیانگر خودبیگانگي آنها ازتاریخ و خويشتن خود.

در اين نگاه معيوب و كج هزاره هاي متروك در فرديت هاي ناخود آگاه حتي ماهيت منافقانه و نژاد پرستانه و سوداگري رژيم فاشيست ايران كه با روپوش مذهب روند اليناسيون تاريخي هزاره ها را در افغانستان تعميق مي بخشد نيز مورد توجه قرار نمي گيرد. رژيم ولايت فَقِيه ‫#‏ايران از مذهب بسان رداي مشروعيت بخش سياست نژاد پرستانه خود در ميان هزاره هاي افغانستان توسط دريوزگان و دكان داران مذهب استفاده مي كند. تازي هاي ولايت ‫#‏فقيه در افغانستان در باطن براي تضعيف جريان عدالت خواهي هزاره ها و براي جلو گيري از فرايند بيداري نسل جديد هزاره از هويت سركوب شده قومي خود و براي حفظ جهالت مذهبي توده ها با پول و حمايت ايران از تمام ابزار هاي شيادي و حيله هاي مذهبي كار مي گيرند و اين جماعت آنقدر شعور مردم را ناديده مي گيرند كه حتي در حد رفتار ظاهري هم از رنج و درد روزمره مردم هزاره و از كشتار به بزرگي فاجعه دهمزنگ ياد نمي كنند اما براي زاد روز و سالگرد مرگ خميني با وقاحت تمام در كوچه و خيابان هاي مناطق هزاره نشين شعارهاي ويروسي و زهر آگين مذهبي سياست منافقانه ايران را پارس مي كنند. رژيم منافق ايران با غوطه وَر شدن در توهم ناسيوناليسم كاذب و مبتذل آريايي، نژاد پرستانه ترين سياست مداخله جويانه در افغانستان را بر ضد هزاره ها در پيش گرفته است و براي روپوش گذاشتن بر باطن و طينت زشت نژاد پرستانه اش منافقانه ترين استفاده ابزاري را از مذهب توسط عمال شناخته شده خود تبليغ و ترويج مي كند. كين توزي و نگاه نژاد پرستانه و ضد انساني ايران نسبت به هزاره ها آن قدر عميق است كه رژيم سفاك و نا انساني ايران حتي از مراسم گراميداشت شهداي جنبش روشنايي در شهر هاي ايران جلوگيري مي كند. اين اولين و آخرين اقدام تحقير كردن و شكنجه روحي دادن مردم هزاره از سوي ايران نبوده و نيست اما عمق كين توزي و نگاه نفرت آميز ايران نسبت به مردم و هويت هزاره را آشكار تر مي سازد و ماهيت نژاد پرستانه و ضد انساني سياست ايران در افغانستان را عريان تر مي كند.

بنابر اين هزاره ها براي رهايي از وضعيت برزخي و معلق در بدخيم خود بيگانگي و سندرم خود گريزي و براي نجات از افيون استفاده ابزاري از مذهب كه كاركرد اصلي آن سركوب هويت تباري هزاره ها و حقيقت قوميت آنان است، بايستي اول نسبت خود را با تاريخ مشخص کنند و بعد بر مبنای آن به تثبیت پایگاه اجتماعی و روانی خود با اتخاذ سیاست مدبرانه و متناسب با قاعده بازی سیاست درافغانستان اقدام ورزند. از اين منظر تجلیل ازخمینی در كابل و در منطقه هزاره نشين اوج حماقت و نادانی و نهايت نکبت سياسی است.

هزاره ها در شرایط کنونی باید تلاش ورزند تا خود را به عنوان یک هویت قومی _فرهنگی ریشه دار در روان و حافظه تاریخی افغانستان تعریف کنند. این درصورتی ممکن است که به فرایند کاتالیزور خودبیگانگی هزاره ها یعنی تاکید بر مذهب سیاسی و شیعه ولایت مطلقه ایرانی بطور جدي توجه کرد و به هرشکلی با آن مبارزه کرد تا مردم ظرفیت لازم روانی و آگاهی را ازهويت قومي خود بدست آورند در غير آن مذهب سیاسی و فعال درسپهر سیاست به مثابه آگاهی کاذب برای همیشه هزاره ها را در حقارت و ذلت نگه خواهد داشت.

 

‪#‎enlightenment ‪#‎kabul ‪#‎afghanistan ‪#‎hazara

‫#‏جنبش_روشنايي ‫#‏دهمزنگ