ضرورت مذاكره و فهم زمينه و هنر پيشبرد آن )تبصره و پيشنهاد به حكومت و جنبش روشنايي(

 

 

سياست در افغانستان در بستر فرهنگ تضاد و كشاكش قبيلوي و سلطه قومي جهت مي يابد. پس از ماه ها جنجال و لجاجت حكومت در برابر خواست هاي مشروع جنبش روشنايي و تحميل هزينه هاي سنگين بر جامعه و خطر راديكال شدن وضعيت در شرايط شكننده موجود، حكومت افغانستان و جنبش روشنايي با ميانجيگري و وساطت يوناما و به ابتكار جامعه مدني، حاضر به مذاكره و گفتگوي مستقيم شده اند. در اين ميان و در مورد ضرورت و اهميت مذاكره لازم است به چند نكته اشاره شود:

 

يكم. مبارزه مدني و عدالت خواهانه هزاره ها در بستر فرهنگ سياسي خشونت محور و در درون ساختار معطوف به سلطه با موانع و محدوديت و هزينه هاي مواجه شده است كه اگر با تدبير و عقلانيت و واقع نگري مديريت نه شود خطر راديكال شدن اعتراض جمعي و تقابل قطعي هزاره ها با حكومت را درپي خواهد داشت. اين تقابل صرف نظر از تحميل هزينه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و رواني بر مردم هزاره، به انزواي بيشتر هزاره ها و عميق تر شدن گسست قومي و بيشتر شدن فاصله، بي اعتمادي و بدگماني ميان دولت و هزاره ها منجر خواهد شد، چيزي كه نه به مصلحت كليت نظام سياسي جديد افغانستان و نه به نفع مردم هزاره است.

 

هزاره ها در وضعيت برزخي آنومي اجتماعي و ناپيوستاري شعور جمعي و علايق واقعي آن ها با امر سياسي قرار دارند و در چنين وضعيت، تقابل مطلق هزاره ها با دولت، باعث به حاشيه رانده شدن بيشتر هزاره ها و اقتدار گرايي بيشتر دولت مي شود. پس خردمندانه است كه هزاره ها به دنبال روزنه ها و ابزار هاي ارتباطي معطوف به تعامل با دولت باشند. از اين رو مذاكره جنبش روشنايي با حكومت پس از كشاكش ها و حادثه هاي تاسف بار امر معقول و پسنديده و رهگشاه است.

 

دوم. مذاكره يك بخش از جامعه با دولت از منظر دستور منطقي آن در چهارچوب خرد سياسي در حوزه عمومي به موفقيت مي رسد. خرد سياسي برآيند استدلال ها و منافع و علايق متضاد در جامعه است و صورت بندي آن در قالب مذاكره نيازمند فن و مهارت هاي است كه به آن هنر مذاكره نيز مي گويند. جنبش روشنايي بايد به اين فرصت بيشترين توجه را نموده و فرايند دشوار مذاكره را با افراد متخصص و با مهارت به هنر مذاكره پيش ببرد.

 

مذاكره به عنوان يك فرايند متشكل از دو عنصر هدف و ابزار است. چگونگي تعيين هدف و نسبت آن با ابزار در فرايند مذاكره، در ماهيت و ميزان موفقيت يك مذاكره نيز تاثير گذار است. جنبش روشنايي در رسيدن به هدف در فرايند مذاكره نيازمند ابزار هاي قدرت است. قدرت يك گروه اجتماعي با منابع بالفعل قدرت فراگير و اجباري سياسي فرق دارد. يكي از ابزار هاي قدرت جنبش روشنايي اطلاعات از علت اصلي مقاومت حكومت در مورد انتقال برق تركمانستان از مسير باميان است.

 

با نسبت دادن تبعيض قومي، سياست فاشيستي و انحصارگرايي حكومت نه مي شود مذاكره كرد. بايستي نسبت به اين تصميم حكومت با زبان اطلاعات فني، حرفه ي و ديپلماتيك استدلال كرد. اين امر نيازمند دانش فني، سياسي، جامعه شناختي و حقوقي است.

 

ابزار و قدرت ديگر جنبش روشنايي توسل به نفوذ و بسيج مردم در حمايت از جنبش روشنايي و تاثير آن در مشروعيت و نامشروعيت و ثبات و تزلزل قدرت حكومت است كه بايستي جنبش در فرايند مذاكره با زبان مستدل و حرفه ي به طرف حكومت ارايه كند.

 

جنبش روشنايي بايد از اتخاذ مذاكره توزيعي و سخت گيرانه و با خط قرمز هاي سخت پرهيز كند. در مذاكره توزيعي ارزش ها ثابت فرض مي شود و هدف اصلي حد اكثر توزيع آن براي يك طرف است. اين نوع مذاكره تعادل ميان چانه زني و فشار را برهم مي زند، راه ارتباط را مي بندد، ذهنيت دو طرف بر اصل رابطه دشمني و بي اعتمادي شكل مي گيرد و در نهايت مذاكره يا به بن بست مي رسد و يا به شكل برد-باخت پايان مي يابد.

جنبش روشنايي بايد مذاكره پيوسته، يكپارچه و همبافت را در پيش بگيرد. در اين نوع مذاكره، مجموعه اهداف به ترتيب اولويت طبقه بندي شده و به شكل دراز مدت و ميان مدت و كوتاه مدت صورت بندي مي شود. هنر و فن مذاكره كنندگان جنبش روشنايي بايد اين باشد كه اهداف مختلف را در فرايند مذاكره با استفاده از انعطاف در به كار گيري ابزار ها، سياليت فشار، ايجاد رابطه و اعتماد و ايجاد ارزش هاي جديد مشترك در روند مذاكره تعقيب كنند. در اين روند ممكن است جنبش روشنايي متحمل پرداخت هزينه شود. چون در مذاكره پيوسته و يكپارچه مساله برد-برد مطرح است و قرار نيست يك طرف هزينه را حتما بر طرف ديگر بقبولاند. اين امر در صورت ممكن مي شود كه دوستان جنبش روشنايي هم زمان سه اصل چانه زني سخت و چانه زني نرم و اصول گرايي را در مذاكره خود مد نظر بگيرند. وساطت يوناما و كميسيون مستقل حقوق بشر مي تواند اصل اصول گرايي مبتني بر اصول و ارزش هاي حقوق بشري و حقوق شهروندي چون عدالت اجتماعي، انكشاف متوازن، همبستگي ملي، ضرورت نفاق زدايي و ايجاد همدلي ميان اقوام مختلف افغانستان و كم تر كردن سوء تفاهمات ميان مردم هزاره و دولت را پر رنگ سازد.

 

اما به هر حال جنبش روشنايي با اتخاذ مذاكره پيوسته و يكپارچه بر اساس تدوين استراتژي جامع بايد آماده پاسخگويي به افكار عمومي و مردم نيز باشند. زيرا در مذاكره، نتيجه و هدف در فرايند مذاكره و پس از تعامل دو جانبه ممكن مي شود و تعيين هدف مشخص پيش از مذاكره با فلسفه وجودي مذاكره هم خواني ندارد.

 

سوم. حكومت افغانستان نيز بايد بداند كه اين مذاكره با مذاكرات قبلي كه با احزاب سياسي داشته است، فرق دارد. زيرا اين مذاكره ارتباط و گفتگوي مستقيم با مردم از منظر تعامل سيستيمي ميان حكومت و شهرندان است و با امتياز گيري از احزاب و امتياز و باج دادن به احزاب تفاوت ماهوي دارد. زيرا احزاب در افغانستان بر مبناي منافع شخصي و باندي يك شخص و يك فرد شكل گرفته و ايجاد رابطه بر اساس امتياز دهي و باج گيري ميان قدرت سياسي و احزاب سياسي با اصل رابطه دموكراتيك ميان حكومت و مردم در تضاد است. اين اصل از يكسو دليل مذاكره جنبش با حكومت در شرايط موجود است و از سوي ديگر پاسخ به انتقاد افراد چون خليلي و حواريون ايشان شمرده مي شود كه ادعا مي كنند چرا حالا جنبش به مذاكره تمايل پيدا كرده است در حاليكه قبلا آن ها نيز پيش از رخداد فاجعه دهمزنگ حاضر به مذاكره شده بودند.

 

در اين ميان حكومت بايد بيش از همه به ضرورت رفتار عقلاني در روند مذاكره واقف باشد. حكومت بايد با تمكين به خواست هاي اصلي جنبش روشنايي و با بهره گيري از اين فرصت براي تقويت پايه مردمي نظام و در راستاي نهادينه شدن تعامل دموكراتيك دو جانبه ميان حكومت و مردم در درون نظام سياسي در كل و براي مشروعيت سازي به وضعيت مستقر فعلي خود، استفاده كند.

 

چهارم. ابتكار جامعه مدني ستودني است. در واقع فلسفه وجودي جامعه مدني نيز همين است كه نقش ارتباطي ميان جامعه و دولت را در راستاي حمايت از منافع مردم، تقويت حوزه عمومي، تلطيف و عقلاني شدن مناسبات قدرت و توازن ميان آزادي هاي اجتماعي و قدرت سياسي ايفا كند. جامعه مدني در افغانستان تا كنون چيزي جز انجو گرايي و ابتذال و مزخرفات نبوده است. اما اقدام اخير نهاد جامعه مدني براي وساطت ميان حكومت و جنبش از طريق يوناما به راستي كه كنش مدني و نقش يك نهاد مدني شمرده مي شود و اميدوارم افراد دانا و با درد و درك در جامعه مدني بعد از اين بيشتر به مسائل واقعي و مبتلابه مربوط به جامعه و سياست بپردازند.