بانک جهانی اعلام کرده است که کارگران افغانستان مبلغ ۳۲۱ میلیون دالر را در سال ۲۰۱۶ برای خانواده هایشان در افغانستان فرستاده اند (inflow). در گزارش همچنین آمده است که این مبلغ در سال ۲۰۱۵ در حدود ۳۰۱ میلیون دالر بوده است. در مقایسه با سال ۲۰۰۸ که برای اولین بار آمار پول فرستاده شده کارگران افغان ثبت گردیده مبلغ ۱۰۶ میلیون دالر بوده است، در سالهای اخیر این میزان به بیش ازسه برابر افزایش یافته است. به طوری که در سال ۲۰۱۵پول ارسال شده از خارج معادل ۱.۶ درصد تولید ناخالص ملی GDP بوده است. (جالب است که بدانید در همین سال مبلغ ۱۴۴ میلیون دالر از کشور خارج شده است!!!) این آمار همچنین نشان می دهند که مبالغ ارسال شده به کشور در سال ۲۰۰۹ در حدودا ۱۵۲و در سال ۲۰۱۰ تقریبا ۳۴۲ میلیون دالر بوده است. اما در سال ۲۰۱۱ به طور ناگهانی کاهش یافته و به رقم ۱۸۵ میلیون دالر رسیده است. در سال ۲۰۱۲ دوباره افزایش یافته و به رقم ۲۵۲ میلیون دالر رسیده است. از این سال به بعد پول ارسال شده سیر صعودی داشته و در سال ۲۰۱۳ به رقم ۳۱۴میلیون دالرو در سال ۲۰۱۴ نیز به رقم ۲۶۸ میلیون دالر بالغ شده است. هر چند تا اکنون بیشترین مبلغ ارسال شده در سال ۲۰۱۰ بوده، اما دقیقا مشخص نیست که چرا بعد از آن این روند سیر نزولی داشته است.

در این گزارش همچنین اشاره شده است که در مجموع ۲۴۴ میلیون کارگرکه بیرون از کشور خود کار می کنند توانسته اند حدودا مبلغ ۵۸۵ میلیارد دالر را برای خانواده هایشان ارسال کنند.

اما سوال اصلی این است که این مبلغ از وجوه ارسالی توسط افغانها در کجا مصرف شده است؟ چه مقدار از این پولها برای توسعه، ساخت، بازسازی و نوسازی مکاتب، خرید لوازم درسی، نوسازی خانه ها، حمایت از طبقه زنان برای تحصیلات عالی و دیگر ارزشهای نوین حقوق بشری مصرف گردیده است؟ به عبارت دیگر، اولویت خانواده های افغان برای مصرف این پول چه بوده است؟ به باور من این موضوع می تواند به عنوان یک موضوع پایان نامه پژوهشی برای دانشجویان افغانستان باشد.

در اقتصاد به این نوع پول «remittance» می گویند. به نظر می رسد که مصارف گزاف و کمرشکن عروسی ها، بیشترین مصرف « remittance» را به خود اختصاص دهد. اما برای درک بهتر مصرف این پولها، کار پژوهشی باید انجام گیرد.

سوال دیگری که می تواند به عنوان سوال تحقیق مطرح شود این است که آیا فرستندهای پول، برای مصرف آن برنامه ای مشخص را به خانواده های خود ارایه می کنند؟ اگر جواب مثبت است، در این صورت می توان پرسید که تا چه اندازه رشد و پیشرفت ارزشهای نوین حقوق بشری مانند حقوق زنان در برنامه های دیکته شده صاحبان پول به خانواده هایشان گنجانده می شود؟

در گزارش بانک جهانی همچنین به میزان برونریزoutflow پول از افغانستان پرداخته شده است. گزارش نشان می دهد که در سال ۲۰۰۸ مبلغ ۱۸۹، در سال ۲۰۰۹ رقم ۳۲۴، در سال ۲۰۱۰ مبلغ ۳۲۸، در سال ۲۰۱۱ مبلغ ۲۵۸، در سال ۲۰۱۲ مبلغ ۱۹۳، در سال ۲۰۱۳ رقمی در حدود ۲۸۲،‌ در سال ۲۰۱۴ مبلغ ۲۴۴ و در سال ۲۰۱۵ مبلغ ۱۴۴ میلیون دالر از افغانستان بیرون شده است.

با وجودی که افغانستان هر سال بیش از ۶۰ درصد بودجه خود را از کمک های خارجی تامین می کند و طبق آمار «borgenproject» بیش از ۳۶٪ این مردم زیر خط فقر زندگی می کنند، اما خروج این مبالغ گزاف پول از کشور چه توجیهی می تواند داشته باشد؟ چه کسانی در برونریز این مبالغ هنگفت دست دارند؟ آیا کسانی غیر از مقامات عالی رتبه دولت می توانند باعث خروج چنین مبالغ گزافی از کشور گردند؟

صرف نظر از قریه جات و شهرهای دور دست کشور، در حالیکه نرخ فقر در کابل پایتخت افغانستان بیش از ۲۹ درصد می باشد و این رقم در میان کوچی ها و چادر نشینان به میزان ۵۴٪ می رسد، آیا خروج این مبالغ هنگفت از کشور یک خیانت ملی نیست؟ به راستی چه کسانی جز سران مجاهدین،‌خانواده های فرماندهان جهادی، وزیرانی که خانه و زندگی شان درغرب هستند قادر می باشند تا چنین مبالغ کلان را از کشور خارج کنند؟

 

به طور نمونه تنها در یک مورد که پول خروجی توسط حضرت عمر زاخیلوال رسانه ای گردید، طبق گزارش پژوهشی طلوع نیوز در سال ۲۰۱۲ نشان می دهد که در پنج سال قبل از تاریخ گزارش، بیش از یک میلیون و هشتاد هزار دالر از منابع غیر حکومتی و بگونۀ غیر منظم به حساب های بانکی وزیر مالیه، حضرت عمرزاخیلوال ریخته شده است و بخشی از این پول ها به بیرون از کشور نیز انتقال داده شده است. این سند ها نشان می دهند که حساب بانکی آقای زاخیلوال در بانک "الفلاح" در ماه جنوری سال ۲۰۰۷ میلادی تنها ۵۰ هزار دالر  پس انداز داشته است.

اما حساب بانکی آقای زاخیلوال در چند ماه آینده افزایش قابل توجهی داشته است که این پول از افراد و اشخاص گرفته تا پول های بادآورده شرکت های خصوصی به حساب ایشان سرآزیر گردیده است. طبق این سند تنها صافی لاند مارک در ماه اگست سال ۲۰۰۹ دو صدهزار دالر به حساب شخصی آقای زاخیلوال واریز کرده است. حضرت عمر زاخیلوال تنها در دو ماه سال ۲۰۰۹ سیصد هزار دالر را به حساب بانکی اش افزوده است.

اما هیچ ردی از این پولها در دست نیست. نمونه حضرت عمر زاخیلوال تنها یکی از موارد بیشماری است که پولهای هنگفتی را به خارج از افغانستان انتقال داده اند اما رسانه ای نشده است. این در حالی است که حامد کرزی رئیس جمهور سابق در یک سخنرانی بی سابقه خود پرده از دزدی های حکومتی ها برداشت و از روی عجز و ناچاری و بدبختی فقط از ایشان خواست که پولهای دزدی شده را در داخل کشور سرمایه گذاری کنند. این در حالی است که طبق گزارش موسسه «money» حامد کرزی خود در شما پردرآمدترین افراد دنیا قرار داشته،  طبق گزارش این موسسه حامد کرزی یکی از پردرآمدترین سیاستمداران جهان است که بین ماه مارچ ۲۰۱۵ تا ماه مارچ ۲۰۱۶ میلادی مبلغ نجومی ۸۲ میلیون دالر درآمد داشته است و در حال حاضرنیز سرمایه ای به ارزش 245 میلیون دالر دارد.

با در نظرداشت گزارش های سرمفتش ایالات متحده آمریکا برای بازسازی افغانستان ( سیگار) و مبالغ گزاف پولی که صرف معلمین خیالی، مکاتب خیالی و دانش آموزان و عساکر خیالی می گردد، به خوبی می توان حدس زد که عمق فاجعه دزدی و خیانت تا چه اندازه است.