قندهار به روايت كريستين ساينس مانيتور؛ و ياد آوري چند نكته
روح الله روحاني
۱۳۸۹ جمعه ۲۹ اسد
2
نسخه مناسب چاپ
ـ اقتدار روز افزون طالبان در ميان قبايل پشتون آيا صرفا بدليل رسيدگي هاي سريع آنان به دوسيه هاي حقوقي ودعاوي مردم محل است؟! علت مراجعه مردم به طالبان و ترجيح دادن آنان به دولت كرزي، رشوت نگرفتن و اخاذي نكردن آنان است؟ يا اينكه طالبان نماد حاكميت و اقتدار پشتون و پشتونوالي در افغانستان است و اين مردم كاملا آگاهانه به بازگشت آنان به قدرت در افغانستان كمك مي كند؟
روزنامه آمريكايي كريستين ساينس مانيتور در مطلب تحليلي با عنوان درشت ـ مراجعه ساكنان محلي قندهار به طالبان ضربه به استراتيژي جنگ در افغانستان ـ مي نويسد، كليد موفقيت در جنگ افغانستان قندهار است. اما به رغم تلاش هاي در دست اقدام براي بهبود حاكميت؛ مردم قندهار رسيدگي هاي سريع طالبان را در دعاوي حقوقي بر دادگاههاي فاسد محلي ترجيح مي دهند. در اطراف قندهار، مركز مهم و حياتي طالبان و نقطهي كه كليد پيروزي يا شكست در جنگ خوانده مي شود، تعداد رو به افزايش از شهروندان در حال فاصله گرفتن از نظام جديد عدلي و قضايي فاسد و بيمار افغانستان و رو آوردن به سيستم قديمي حل و فصل دعاوي توسط طالبان اند. برخي به دليل آنكه خود از چريك هاي طالبان اند و بسياري ديگر به دليل خدمات رساني سريع و دادرسي هاي منصفانه و بدون دريافت رشوت طالبان كه دادگاه هاي رسمي افغانستان فاقد آن است به طالبان مراجعه مي كنند. مشكل اينجا است كه بخشي از ملاهاي سنتي محل براي چندين قرن دعواها و نزاعها ميان دهقانان و تاجران كوچك محلي را حل و فصل كرده اند. اما اين ثابت مي كند كه حكومت تا كنون در اجراي عدالت و حاكميت قانون موفق نبوده است. آنچه كه به اعقتاد حاميان آمريكا تعيين كننده موفقيت استراتيژي اين كشور در افغانستان است.
نويسنده ساينس مانيتور در پاسخ اين پرسش كه چرا ـ رحمت الله يك شهروند قندهاري ـ محكمه و دادگاه طالبان را براي حل و فصل دعاوي حقوقي پيشنهاد مي كند؟ مي نويسد قندهار و بطوركل افغانستان برخلاف آنچه كه شايع است با وضعيت فروپاشي و متلاشي شدن فاصله دارد. اما اين حقيقت كه شهروندان عمدا به حكومت موازي طالبان در يك شهر يا ولايتي كه اكنون مركز توجه و تجميع قدرت نظامي خيل عظيم از سربازان ارتش آمريكا و افغانستان است مراجعه مي كنند يادآوري كننده محدوديت ها و ناتواني هاي اين نيروها در شكست دادن شورشيان است. رحمت الله كه يك بخش ساختماني را در دشتي بيرون از قندهار جاي كه زماني اردوگاه آموزشي القاعده قرار داشت اداره مي كند مي گويد: «من نه دولت كنوني افغانستان را دوست دارم و نه واقعا طالبان را. اما من مي توانم يا ماهها وقت ام را در دادگاه هاي رسمي با پرداخت رشوه ضايع كنم و يا با مراجعه به طالبان مشكلات ام را در يك روز حل نمايم. مسلما اين مورد دوم راحت ترين انتخابي است كه مي توانم داشته باشم». او مي گويد «من در سال ۲۰۰۴ بعد از ۲۰ سال مهاجرت در پاكستان با خوشبيني نسبت به دولت رئيس جمهور كرزي به كشورم بازگشتم. اما من اعتمادم را ازدست داده ام در مناطق تحت اداره حكومت جنگ سالاران همه جا هستند و تمامي نيروهاي پليس اقدامي نمي توانند».
ساينس مانيتور در ادامه مي نويسد يك كارمند رسمي تيم بازسازي ولايتي كانادايي ها در قندهار مي گويد كه آنها كاملا نسبت به مسئله اشراف و آگاهي كامل دارند. بخشي از مشكلات به باور آنان نبود قاضيان فني و با صلاحيت است، به گفته او آنان در حال راه اندازي برنامه نهايي است كه طي آن آموزش هاي مسلكي به قاضيان داده مي شود و آنان اميدوار اند كه به تعدد ۱۵ الي ۲۰ قاضي جديد به سيستم عدلي قندهار در ماههاي آينده اضافه شود.قاسم لودين معاون مدير اداره مبارزه با فساد افغانستان مي گويد بيشتر قاضيان در سرتاسر كشور مدرك بالاتر از ديپلم ندارند. او اين را تاييد مي كند كه برخي از قضات رشوت مي گيرند حال آنكه ديگرقضات توسط هر يك از طرفين دعوا كه زور بيشتر دارند تهديد مي شوند. او مي گويد ما طرح ساختن ظرفيت بيشتر در سيستم عدلي را داريم اما اين به وقت و زمان نياز دارد.
اين روزنامه در ادامه مطلب اش به اين مسئله مي پردازد كه چگونه ملاها به سرعت منازعات را حل وفصل می کنند!. رحمت الله، که نخواست اسم کامل اش برده شود از تجربه اخیراش در محکمه دولتی در شهر قندهار که مربوط به اختلاف مالی بود و اینکه وی 3 ماه پیش به طالبان برای حل آن مراجعه کرده بود به ساينس مانيتور توضيح مي دهد. جنجال ها بر سرملکیت زمیندرافغانستان عمیقا روستایی، مانند تابش خورشید در تابستان یک امر کاملا معمول است. سی سال جنگ در افغانستان اسناد و مدارک را از بین برده و قاپیدن زمین از مالکان اصلی آنها را ترویج کرده جنگ را سرعت بیشتر بخشیده است. دعوای زمین در نزدیک قریه مرویس به درگیری خاندانی منجر شد. اختلاف می رفت که خشونت های بیشتری را رقم بزند و طالبان به مشکل رحمت الله و پسر کاکایش طرف های اصلی دعوا رسیدگی کردند و آنها یک دادرسی منصفانه ی را از جانب طالبان گوش دادند. او و پسر کاکایش به توافق رسیدند. آنها به یک محکمه غیر عمومی طالبان دریک خانه رعیتی خراب شده و ویران جای که پنج عضو هیات منصفه طالبان با دو مرد مسلح محافظ در حالیکه بر آرنج های خود لم داده بودند و در حال بررسی اسناد و رایزنی مطابق با انبوه از کتاب های فقه اسلامی بودند، فراخوانده شدند. حدود یک ساعت بعد طالبان به نفع رحمت الله حکم صادر کردند.
رحمت الله به اين روزنامه می گوید پسر کاکایم در ابتدا از فیصلهي طالبان راضی نبود، اما ملا های طالبان اورا متقاعد ساختند که تصاحب زمینهای من یک گناه است و او به جهنم خواهد رفت. آنها سرانجام او را قناعت دادند. اما یک عامل اصلی اجبار برای برخی مراجعه کنندگان به محکمههای طالبان وجود دارد.این گروه نامه های تهدید آمیزی برای کسانی که به آنان مرجعه نمی کنند می فرستند. ساکنان محلی می گویند اکثر مردم بدلیل آنکه این گروه در داخل شهر بویژه در بازار شلوغ شهرهنوز به ترور و آدم کشی دست می زنند احکام و دعوت آنان را می پذیرند. رحمت ا... می گوید بعد از پرداخت هزارو چهارصد دلار رشوه محکمه رسمي محلی هنوز حکمی صادرنکرده است. او مي گويد در بسیار موارد پرداخت چنين مبلغ رشوت براي مردم عملی نیست، بعنوان مثال او یک مالک میراثی را که بر سر تکه زمیني دیگر برادر او با وي دعوا داشت را مطرح کرد که قبل از محکمه رسمی قندهار توسط طالبان به جریان انداخته شده است. او می گوید تاکنون 1400 دالر رشوه به منشی دادگاه پرداخت کرده که گمان می کند از برادر او نیز چنین مبلغ رشوه دریافت شده است تا بازی اینگونه میان دو طرف ادامه داشته باشد.
كريستين ساينس مانيتور در ادامه مي نويسد مسئولين دولتي از ترس طالبان مدارک را تحویل طرف هاي دعوا براي مراجعه به طالبان می دهند. محمد که نیز نخواست اسم کامل اش فاش شود با لبخندی چگونگی رسیدگی به دوسیه خود اش را توضیح می دهد. او یک زمین دار است و همچنین یک مینی بس دارد که میان شهر قندهار و نواحی اطراف آن مسافر کشی می کند.موضوع او با ریاست سه ملا در نشستی در یک باغ و خانه ی شخصی درست بیرون شهر رسیدگی می شود. طالبان فیصله کردند که این زمین باید مساویانه به دوقسمت تقسیم شود. محمد می گوید: «نکته کلیدی این است که نزاع فیصله شده وپایان یافت و من اینک اینجا زندگی می کنم و روی زمین هایم کار می کنم . من محکمه ی را انتخاب می کنم که اهل اقدام و عمل است». پس از مراجعه نخست اش به طالبان آنها به او می گوید برو به دفتر ثبت اسناد زمین و مدارک مربوط به دوسیه خود را بیاور. او می گوید:« من به دفتر اسناد مراجعه کردم و آنان از من علت درخواست ام را جویا شدند. من پاسخ دادم که دعوای زمین ام را پیش طالبان برده ام. آنان ترسیده بودند و بدون هیچ بحث و مقاومتی اسناد را به من تحويل دادند».
يادآوري چند نكته:
۱ـ رسانه هاي غربي و مقامات رسمي اين كشور ها همواره روي فساد گسترده در دستگاه حكومت افغانستان تاكيد مي ورزند و اين مسئله را برجسته مي كنند. اما مقامات افغاني در دفاع از خود به برجسته سازي فساد گسترده در دستگاه ها و بنگاه هاي كمك رساني به افغانستان كه متعلق به اين كشورها و دولت هاي آن است مي پردازند. مثلا مقامات وزارت ماليه و بانك مركزي افغانستان هميشه تاكيد دارند كه ميزان پولي كه از كمك هاي جامعه جهاني به اين وزارت و مستقيما در اختيار حكومت افغانستان قرار گرفته است آنان حاضر است سنت به سنت اش را حساب دهد. به گفته آنان از كل مبلغ ۳۴ مليارد دالري كه در افغانستان هزينه شده است فقط ده در صد آن در اختيار حكومت افغانستان قرار گرفته كه موارد مصرف آن كاملا مشخص است. اما از سرنوشت حدود سي مليارد دالر ديگر هيچ كسي به شمول دولت افغانستان خبر ندارد و كسي هم به اين حكومت در خصوص آن پاسخگو نيست. بنا براين هجم فساد در دولت افغانستان اصلا قابل مقايسه با فسادي كه در انجي او ها و بنگاه هاي كمك رسان به افغانستان هست قابل مقايسه نيست. اما مي توان اين توجيه را پذيرفت؟! فساد فساد است هر جاكه باشد بايد به آن رسيدگي و ازبين برده شود و از متهم كردن هاي همديگر دولت افغانستان و شركت هاي كمك كننده بين المللي چه كسي سود مي برد؟ مردم كه سودي حاصل شان نمي شود مگر اينكه باز خود اين مقامات حكومت و شركت هاي بين المللي است كه در اين ميان پول هاي كلاني به جيب مي زنند.!!
۲ـ اقتدار روز افزون طالبان در ميان قبايل پشتون آيا صرفا بدليل رسيدگي هاي سريع آنان به دوسيه هاي حقوقي ودعاوي مردم محل است؟! علت مراجعه مردم به طالبان و ترجيح دادن آنان به دولت كرزي، رشوت نگرفتن و اخاذي نكردن آنان است؟ يا اينكه طالبان نماد حاكميت و اقتدار پشتون و پشتونوالي در افغانستان است و اين مردم كاملا آگاهانه به بازگشت آنان به قدرت در افغانستان كمك مي كند؟ محتواي سخنراني هاي آقاي كرزي در اين شهر نمي تواند گواه روشني براين مدعا باشد؟ اصلا از كجا معلوم كه تمامي محتواي اين گذارش ساينس مانيتور درست باشد يا همه كذب نباشد؟ بنا براين هدف اين روزنامه ها و رسانه هاي معروف غربي از برجسته سازي ضعف هاي حكومت افغانستان واقعا چه مي باشد؟ اصلاح و بهبود اوضاع در افغانستان! يا اينكه اهداف ديگري دارند؟!
۳ـ اصلا اساسي ترين پرسش اين است كه طالباني كه تنها با حدود چهل هزار سرباز قواي ائتلاف كاملا از صحنه سياسي و نظامي افغانستان ناپديد و حذف شدند چرا به يكباره در حضور صدو بيست هزار نيروي ناتو اوئتلاف برگشته اند؟ خيمه شب بازي هاي مارجه و علميات هاي شمشير و خنجر و ... به چه معنا است؟ شب عمليات مي شود روز اش طالبان مستقر مي گردد اگر روز عمليات مي شود شب مناطق عمليات شده با طالبان تحويل داده مي شود! كسي نمي خواهد با طالبان بجنگد و آنان را نابود كند چون اين گروه براي اهداف ديگر بايد مورد بهره برداري قرار گيرد. شايد اين گروه دوباره كشورهاي ديگري را به مرور زمان نا امن سازد و بعد زمينه حضور نيروهاي آمريكايي و غربي را در اين كشور ها فراهم نمايد. كسي چه ميداند. شايد گام بعدي پاكستان باشد يا آسياي ميانه و يا هم شايد طالبان به كمك مسلمانان اويغور در چين برود و شايد هم .....!!!!!!! خدا مي داند چه سرنوشتي در در انتظار مردم مظلوم افغانستان و ملت هاي اين منطقه است!
۳ـ نكته آخر اينكه ما چه بايد بكنيم؟ يك روز در بهسود ودايمرداد وخوات خانه ها و مزارع مردم ما را آتش مي زنند و اجساد مردگان ما روزها در سينه داغ كوه بر سنگ ها مي ماند و خوراك حيوانات وحشي و پرندگان مي شوند روزي ديگر در بيخ گوش خليلي و محقق و .... در روز روشن ۲۵ نفرا به رگبار مي بندند كه چرا مردگان تان را در زمين كابل دفن مي كنيد! آيا اين ها طالبان نيستند؟! مگر نمي گويند ما بيست سال در پاكستان بوده ايم و حالا آمده ايم كه اين زمين ها را از شما تصاحب كنيم. چه تضميني وجود دارد كه فردا خانه رهبران ما و مردم ما در جاي جاي اين سرزمين آماج حملات و آتش باري هاي اين گروه قرار نگيرد! در آن روز كه از ما حمايت خواهد كرد؟ تاجيك ها يا ازبك ها؟ مگر در قضيه اخير غرب كابل دست تاجيك ها را كسي نخوانده است؟ يا مگر دوستم خان پس از آنكه به اهداف اش رسيد آقاي محقق را تنها نگذاشت؟ واقعيت اين است كه ماعبرت ناپذير شده ايم از همه و همه خورد وبزرگ مان. تا زمانيكه تيغ برگلوي خود مان قرار نگيرد خيال مي كنيم خير و خيريت است و امن و امان! به باور نگارنده رهبران ما بايد اختلافات را كنار بگذارند جامعه ما بيش از هرزماني به اتحاد و همبستگي و وحدت نيازمند است. تهديدها عليه مردم ما آنقدر بزرگ و جدي هست كه ما بايد در درون خود بنشينيم و سنگ هاي مان را باهم وابكنيم. مصلحت نيست كه ازپرده برون افتد راز! قلم بدستان و روشنفكران و نخبگان جامعه ما نبايد كوس رسوايي مردم را در كوي و بازار بكوبند و جار بزنند. آفاقي كردن اختلافت و نقطه ضعف هاي مردم ما بسود چه كسي خواهد بود؟ چرا نياموخته ايم كه بايد مسائل را در درون خود حل و فصل كنيم .
منبع: كريستين ساينس مانيتور، برگردان روح الله روحاني
لينك كامل مطلب كريستين ساينس مانيتور را در صورت لزوم مي توانيد اينجا ببينيد
http://www.csmonitor.com/World/Asia-South-Central/2010/0706/Dent-in-Afghanistan-war-strategy-Why-Kandahar-locals-turn-to-Taliban