• کِلکِ خیال‌انگیزِ کافرانِ عجم؛

    کِلکِ خیال‌انگیزِ کافرانِ عجم؛

    اسد بودا ۱۳۹۰ سه شنبه ۴ دلو 11

    نستعلیق، آهِ محسوس زبانِ تکفیر شده است، همان‌گونه که «تصوف» و «فلسفه». هرچند این هرسه در حالِ حاضر حامل و ناقلِ باورهای دینی است و «قول ثقیل» تازیان قچر و کمرِ آن‌ها را مَیده‌مَیده کرده، اما به هرحال باید آن‌ها را مقاومتِ پنهانِ فرهنگیِ مشرکانِ عجم در برابر موحدانِ عرب درک کرد. همان‌گونه که فلسفه و تصوف «تعلیق اوامر و نواهیِ دینی» است، نستعلیق نیز «تعلیقِ خوش‌نویسیِ عربی» و بازتاب صدایِ عجم‌های خطرناکی است که به زبانی غیر از "کلامِ الاهی" سخن می‌گویند.

  • تن آدمی شریف است به جان ادمیت

    تن آدمی شریف است به جان ادمیت

    علی امیری ۱۳۹۰ دوشنبه ۲۶ جدی 23

    جنگ سربازان بین المللی در افغانستان نیز همواره دو بعد داشته است: بعد امنیتی و بعد اخلاقی (حقوق بشری). طالبان حقوق بشری ساکنان افغانستان را به طور گسترده نقض می کرد و با همدستی با تروریزم بین المللی امنیت جهانی را نیز به مخاطره انداخته بود. جامعه جهانی به شمول ایالات متحده در جنگ با طالبان و تروریزم نیز بایستی به این دو نکته توجه جدی داشته باشد. در غیر آن صورت جنگ توجیه خود را حد اقل از لحاظ اخلاقی از دست می دهد.

  •  اطلاعیه جمهوری سکوت

    اطلاعیه جمهوری سکوت

    جمهوری سکوت ۱۳۹۰ يکشنبه ۲۵ جدی 19

    جمهوری سکوت به عنوان یک رسانه ای تحلیلی، خودرا ملزم میداند که پس از این مقالات ونظریاتی که در آن حملات شخصی نسبت به هویت فردی، حقوقی واخلاقی کسی شده باشد، منتشر نکند. چون این نوع حملات، علاوه براینکه اهانتی به نویسندگان وشخصیت های بلند اندیش ما شمرده میشود، بلکه سبب دامن زدن به نفاق وکشمکش های ناهنجار در درون جامعه میگردد...

  • گذار از کودکي

    گذار از کودکي

    اسد ۱۳۹۰ يکشنبه ۴ جدی 28

    خطاست اگر تصور شود هرکس ریشش دراز تر و بدنش پشمالوتر، عاقل‌تر و بالغ‌تر. منطقِ اندازه‌گیریِ انسانیتِ انسان‌ها براساس بلندی ریش و پیچش‌های سبیل، یک منطق طالبانی است؛ منطقی که براساس آن بز، گربه، شیر و دیگر حیواناتِ پشمالو نیز می‌تواند بالغ و عاقل تلقی شوند. گذار از کودکی و رسیدنِ انسان به مرحله‌يِ بلوغِ انسانی، می‌بایست براساس ویژگی‌های خاص انسانی توضیح داده شود: تفکر...

  • نقطه‏ ی تعادل کجاست؟ (گام اول)

    نقطه‏ ی تعادل کجاست؟ (گام اول)

    عزیز رویش ۱۳۹۰ جمعه ۲ جدی 33

    بر اساس توافق ‏نامه‏ ی بن، برای اولین بار در تاریخ سیاسی افغانستان نظام سیاسی ‏ای پدید آمد که اکثریت نیروهای دخیل، خود را در آینه ‏ی آن تماشا می‏کردند و هر کسی، در یک نسبت رضایت‏ بخش، تصور می‏کرد که چیزی از این نظام عایدش می‏شود، اما چیز زیادی از او گرفته نمی‏شود...

  • اصلاح‏گری دینی، نقد نگرش دینی

    اصلاح‏گری دینی، نقد نگرش دینی

    عزیز رویش ۱۳۹۰ چهارشنبه ۲۳ قوس 29

    اصلاح‏گری دینی و مذهبی، نجات مخاطب‏های عادی و معصوم از چنگال استفاده‏جویانی است که همیشه برای لحظات استثنایی کمین دارند و در مواقع معین از کمین‏گاه بیرون می‏شوند و تا می‏توانند شکار می‏کنند و بعد از انجام شکار، به کمین‏گاه خود بر می‏گردند...

  • طالبان آموزگاران خوبی اند

    طالبان آموزگاران خوبی اند

    عزیز رویش ۱۳۹۰ سه شنبه ۲۲ قوس 40

    حس می‏کنم هرگاه پیامی پایگاه اجتماعی یافت، برای مقابله با آن باید احتیاط بیشتری داشته باشیم. هیچ پیام در سطح جامعه، بیهوده عام نمی‏شود. در زمان ما، حساسیت عام شدن پیام‏های اجتماعی به مراتب جدی‏تر است. در گذشته می‏شد ادعا کرد که مردم در دنیای بسته زندگی می‏کنند و این دنیای بسته برای استفاده‏جویان امکان می‏دهد تا مردم را به نفع خود استثمار کنند...

  • باید برای خانه‏تکانی آماده شد

    باید برای خانه‏تکانی آماده شد

    عزیز رویش ۱۳۹۰ شنبه ۱۹ قوس 31

    مذهب در طول تاریخ برای رهایی انسان‏ها از رنج و درد نقش‏های شگرفی بازی کرده است. مذهب برای انسان و زندگی او معناهای قشنگی هدیه کرده است. این داستان من و تو و یا نسل من و تو نیست. داستان انسان در طول تاریخ و زندگی آن است و قدامت آن هم به اندازه‏ی قدامت انسان و زندگی انسان است. هیچ ارزشی در تاریخ و زندگی انسان به اندازه‏ی مذهب هم‏خون و هم‏ریشه‏ی انسانیت او نبوده است...

  • خشونت، قانون و قرباني

    خشونت، قانون و قرباني

    اسد بودا ۱۳۹۰ چهارشنبه ۱۸ عقرب 17

    هرگونه تامل در موردِ حج مي​بايست از آیینِ قربانی آغاز گردد. از آن‌جا که ياد و خاطرة قرباني «نخست‌زادان» یگانه معرفِ حقیقیِ این آیین است، باید آن را در چارچوب «الاهیاتِ کیفری» تحلیل کرد. حج، قدسی‌سازیِ مجازات و شکنجه و پیوندِ حقوقیِ «خشونت، قانون و قربانی» است. گزافه‌گویی نخواهد بود اگر بگوییم حقوق و قانون ریشه در الاهیاتِ کیفری دارد و در سحرگاه نظمِ اجتماعی به مثابه‌ی آیینِ قربانی پدید آمدند.

  • عید تان مبارک

    عید تان مبارک

    جمهوری سکوت ۱۳۹۰ يکشنبه ۱۵ عقرب 8

    اعتقاد ما این است که عید نه تنها نماد همدلی ، صمیمیت و مهربانی است، بلکه این تقویم شادی آفرین رامیتوان به نماد همبستگی مردم خود تبدیل نمود. با توجه به وضعیت حساس مردم ما در افغانستان و پاکستان، روزهای شادی بخش عید میتواندآغازگر فصل تازه ای درروابط جمعی ما باشدو ما در دیدارهای عیدی خود چه در خانواده ها وچه در اجتماع بایست این باوررا بپرورانیم که ضمانت بقای ما در اتحاد ما است...

  • صدورِ حکمِ والا در بابِ رجعت​دادنِ فراريانِ هزاره

    صدورِ حکمِ والا در بابِ رجعت​دادنِ فراريانِ هزاره

    فيض​محمد کاتب ۱۳۹۰ شنبه ۷ عقرب 6

    بندريان از هر واحدي از فراريان هزاره، ده الي بيست​روپيه يا زن و دختر گرفته، ايشان را از بندر و معبر، جانبِ خارجِ مملکت راه مي​دادند ...دل به فرار نهاده، قُربِ چهارلگ خانه جلاي وطن شده، در ممالکِ خارجه​ي چون ايران و سند و هند و بلوچستان و ماوراي نهر جيحون رفته مقر گزيدند و تا اروپا و آفريقا و عربستان و برما و چين پراکنده​سان رسيدند.

  • وفاداری به الحادِ کودکی

    وفاداری به الحادِ کودکی

    اسد بودا ۱۳۹۰ شنبه ۲۳ میزان 21

    مسئله آن نيست که چرا بر هرآن​چه با زندگی نسبتي دارد برچسبِ «حرمتِ فقهي و شرعي» زده مي​شود، آن​چه اين دنيايِ سربه​سر حرام و در واقع «حرام​زاده» را مسئله دار مي​سازد آن است که اين حرمتِ غليظ و بي​حد و مرز، حدود يک هزارسال در حوزة تمدني​ايِ اعمال مي​گردد که هنر، به​ويژه نقاشي و مجسمه​سازي زبانِ اصلي تاريخ، متونِ مقدس و ميان​جيِ انتقال فرهنگ و آداب، از نسلي به نسلي ديگر بوده است.

  • مو دیگه غم ندری، گریه ماتم ندری ...

    مو دیگه غم ندری، گریه ماتم ندری ...

    بلال نوروزی ۱۳۹۰ جمعه ۱۵ میزان 59

    از روزی که خبر نوربندی اول‏نمره‏گی تیزس دکترای ) فزیک اتمی (توره د دانشگاه یو اس ال شنیده شد، صدها خوار بیرار تو، هر روزه، دل خوره قد امزو تسکین داده زخم خوره قد ازو مرهم ایشت. ای رسم از مو استه که هر وخت ماتم د دان خانه رسید، خوشی خو ره د دل خو ماکم موکنی. خوشی اول‏نمره‏گی از تو بند دل کلی‏گی ره د رزوای ماتم قومی ماکم کد. راست گفتود داود سرخوش که «دیگه مو غم ندری / گریه ماتم ندری»...

  • نقاشي​، پيکرآراييِ رنجِ​ من است

    نقاشي​، پيکرآراييِ رنجِ​ من است

    شيرو- اسد ۱۳۹۰ پنج شنبه ۷ میزان 8

    مسئله​يِ اصلي من در دو مجموعه​ي «جيغِ» يک و دو، نشان​دادنِ صداها بود. در يکي از آن​ها که مربوط است به مجموعه​ي جيغِ يک، تلاش کردم زني را که در اُرزگان توسطِ لشکريانِ عبدالرحمن، هنگامه​يِ غروب به آتش کشيده شد، ترسیم نمايم. بديهي است که قُرباني​اي که در آتش دست و پا مي​زند، هرگز نمي​تواند جيغ نکشد. بنابراين اگر اثر هنري نتواند صدا را که جان​خراش​ترين صحنه​ي در آتش سوختن است، نشان دهد، در انجام رسالتش ناکام بوده است.

  • رجعت به مُردابِ جُنوب

    رجعت به مُردابِ جُنوب

    اسد بودا ۱۳۹۰ شنبه ۲ میزان 7

    شعله​ي انتحار، در شمله​ي ميرويسِ نيکه، اين تاجِ پرافتخارِ تاريخِ چوپاني درخشان است. شخصيت​هاي تخيلي و کاذبِ «پُتَه خزانه» جان گرفته​اند و با بمب​هاي انتحاري بر سر و کمر، پير و جوان و زن و مرد و کودک را مي​کشند. مراسمِ «اَتَنِ انتحار» هر روز با شکوه​تر و با جمعيتِ افزون​تر بر گزار می​گردد: «بايد به طرح​هايِ بديل انديشيد و يوتُوپيايِ يک جامعة نو را پي​ريزي کرد.»

  • ابن‌سینا و رساله‌ی «الطیر»: فراخوانی به سوی متافیزیک پرواز

    ابن‌سینا و رساله‌ی «الطیر»: فراخوانی به سوی متافیزیک پرواز

    حسن‌رضا خاوری ۱۳۹۰ سه شنبه ۲۹ سنبله 10

    ابن‌سینا بر «حقیقت» انگشت می‌نهد، چون ساختار تفکرش بر پارادایم «وجود‌ـ‌حقیقت» بنا شده است و رهیافت‌های دیگر همچون معرفت و زبان تماماً ذیل این شاکله و در همبستگی با این سنت وجود قرائت‌پذیر است. ضمناً ابن‌سینا با هوشمندی دامنه‌ی عام هستی‌شناسی‌اش را از الاهیات (به معنای اخص) تفکیک کرده، و الاهیاتش را بر مبنای یک هستی‌شناسی عام برپا می‌سازد.

  • جيغِ خاموش

    جيغِ خاموش

    اسد بودا ۱۳۹۰ جمعه ۲۵ سنبله 13

    دوبیتی، سکوتی در دلِ زبان، قفلي بر لبان شعر، شرمی بر رخسارِ نقد و خربارکشِ صدای جمع است. دوبيتي«پرسُونِ دل» است و بنابراین باید به صورتِ «ترتيل» و شمرده‌شمرده قرائت گردد. تنها با شمرده‌شمرده خواندن دوبيتي، صدايِ آن‌را که در حقيقت سکوتِ اجباريِ گروه‌هاي سرکوب شده است، مي‌توان شنيد:«دوبيتي، جيغِ خاموش است.»

  • غریبه ‌‌یِ در این تاریکی

    غریبه ‌‌یِ در این تاریکی

    اسد بودا ۱۳۹۰ دوشنبه ۱۴ سنبله 13

    مسير غريبه از ميان تاريکي​ها و دقيقا از روي خطِ استوايِ شبِ فاجعه مي​گذرد. او هماره در میانه‌یِ راه است و بی‌آن‌که خستگیِ آوارگی از تن بزداید در شبِ هولناکِ غربت، به آوارگی‌هایِ بی‌پایانش می‌اندیشد. مکررِ در مکرر می​​میرد در غربتِ خویش، پس از هر بار مردن، اما، جان مي​گيرد در خاکسترِخود و سفرِهای طولانی و جان​کاهش را از سر می‌گیرد: غريبه، تناسخ رنجِ آوارگیِ مدام درکالبدِ زندگي است.

  • عید سعید فطر به شما مبارک !

    عید سعید فطر به شما مبارک !

    جمهوری سکوت ۱۳۹۰ سه شنبه ۸ سنبله 38

    برای اینکه " عیدانه " ای برای شما داشته باشیم ، هنرمند توانا، آگاه وخوش صدای کشور، جناب طاهر خاوری ، کلیپ " فصل نو " خودرا از البوم " فصل نو " بطور اختصاصی به جمهوری سکوت فرستاده است، تا به عنوان تحفه عیدی به خوانندگان گرانقدر سایت پیشکش گردد. ما در حالیکه از خاوری عزیز، ابراز امتنان می نماییم این آهنگ زیبا را برای اولین بار بدست نشر می سپاریم...

  • چشمان پاک و درخشان شفیع

    چشمان پاک و درخشان شفیع

    اسد بودا ۱۳۹۰ پنج شنبه ۳ سنبله 25

    خاک! آتش، هياهو، زخمي ها و شفيع در خط اولِ جنگ ايستاده، با نگاه سرشار از رمز و فرورفته درخويش، انگار نمي خواهد بارِ هولناکِ خون جويي ايِ را که تاريخ بر او تحميل کرده است، بر زمين بگذارد. به رغم سياهي جنگ که هر نگاهی را تیره‌ می‌ سازد، چشمان شفیع در دشوارترین لحظه‌های جنگ دانا، بينا، پاکيزه و درخشان است و هرگز غبار شکست، ترس و عقب‌ نشینی در آن ها دیده نمی ‌شود.

1234

...