کربلا و انتخابات
مهدی مهرآئین
۱۳۸۹ جمعه ۱۲ سنبله
13
نسخه مناسب چاپ
فردای آنروز، کاندید محترمه دیگری به همان منطقه می رود. زنان را جمع می کند و وعده و وعید می دهد و طالب رأی می شود. زنان درجواب می گویند: "توآدم خوبی هستی، ما کسی بهترازتو سراغ نداریم. بی شک که تو بهترین کاندید هستی، اما این دفعه ما نمی توانیم به تورأی بدهیم. باشد انشاالله دفعه بعد. می پرسد چرا؟ میگویند: آخر این دفعه (خانم فلانی ) ما را به امام زمان قسم داده است و ما قسم را نمی توانیم بشکنیم.

کربلا و انتخابات
کابل، داغ کارزارانتخابات است. هرطرف عکسی و هرگوشه بیلبوردی ازکاندیدان به چشم می خورد. همه نوع آدم را می توان دربین شان دید. ازقصاب گرفته تا رمال. ازآخوند گرفته تا رفقا. بعضی هاشان هم که خودشان وزنه ای نبوده اند، درسایه بزرگانی غائب (مرده) آرمیده اند. ازاین نظر با بامیان شانه به شانه می ساید.
شعارهاهم مانند چهره ها متفاوت اند. ازاسلام اصیل گرفته تا لیبرالیسم، ازجهاد گرفته تا حقوق بشر و دربعضی موارد، همه را باهم میتوان دریک پوستردید. معجونی نا متجانس که خودشان هم وجه اشتراکشان را نمیدانند. اما ثقل شعارها، حول محوراسلام ومشتقات است. دست کمی ازآن کاندید دایکندی ندارند که نوشته است (راه کربلا ازپارلمان می گذرد) و (هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله)
وکاندید دیگری وعده می دهد که اگربرنده شوم، تمام نمایندگی های کربلا، نجف وشام و مشهد را به دایکندی می آورم تا بتوانید آسوده به زیارت مشرف شوید.
البته نسبت کربلا و انتخابات زیاد هم جدید نیست و پیشینه ای طولانی دارد. یادم می آید چند سال پیش درولسوالی سیغان ولایت بامیان، با جناب ولسوال هادی خان (که فعلا کاندید پارلمان است) و جمع کثیری ازبزرگان سیغان اعم ازهزاره وتاجیک نشسته بودیم که هادی خان قصه انتخابات پدرش (زمان خان) را میکرد. می گفت درایام قدیم (گویا زمان ظاهر) پدرش برای وکیل شدن به رأی احتیاج داشته و کمپاین می کرده است. به منطقه هزاره نشین سیغان میرود و وعده می دهد که اگرچنانچه وکیل شود، راه کربلا را بازمیکند. ازقضا وکیل می شود و دوران وکالت به خوبی و خوشی سرمی شود. دوره بعد دوباره کاندید می شود.
این بار، برای گریزازتکراروعده، قصه ای دیگرسازمیکند. "اگربه من رأی بدهید و من وکیل شوم، کربلا را درهمین جا درسیغان برایتان می آورم".
درجایی دیگر، کاندید محترمه ای به قریه ای می رود. زنان را جمع میکند و ازآنان میخواهد که به او رأی بدهند و بعد میرود.
فردای آنروز، کاندید محترمه دیگری به همان منطقه می رود. زنان را جمع می کند و وعده و وعید می دهد و طالب رأی می شود. زنان درجواب می گویند: "توآدم خوبی هستی، ما کسی بهترازتو سراغ نداریم. بی شک که تو بهترین کاندید هستی، اما این دفعه ما نمی توانیم به تورأی بدهیم. باشد انشاالله دفعه بعد. می پرسد چرا؟ میگویند: آخر این دفعه (خانم فلانی ) ما را به امام زمان قسم داده است و ما قسم را نمی توانیم بشکنیم.
ازاین نوع قسم ها و توسل ها درکابل هم فراوان است. عکس کاندیدی درگوشه ای از دروازه ای بزرگ برخیابان اصلی شهر که با پارچه ای سیاه پوشیده شده، شهادت حضرت علی (ع) را تسلیت می گوید و درپوستری دیگر، کاندیدی سر را برضریح امام حسین (ع) گذاشته و گریه میکند.
کربلا چقدرعزیز وچقدرمظلومی!...
مهدی مهرآئین/ کابل