چند روز پیش ، وزیر مهاجرت و عودت افغانستان آقای جماهر انوری به آسترالیا آمده بود  و با همتای آسترالیای خویش قراردادی را به امظا رسانید  که  بر اساس آن، تمام مها جرانی افغانستانی که  پروندۀ پاهنده گی شان درین کشور رد شده است و یا می شود، باید به صورت جبری، به افغانستان بر گردانده شوند؛ درین قرار داد توافق صورت گرفته است که در پروسۀ برگرداندن مهاجرین، دولت افغانستان پاسپورت و سایر زمینه های بر گرداندن آنها را فراهم نموده و در عوض از دولت آسترالیا، به گونه ای امداد مالی بگیرد.

همزمان با باز دید هیأت افغانستانی از آسترالیا،  یک دیدار تعارفی و تبادل نظر میان نمایندگان جامعۀ افغانستانی آسترالیا و این هیأت نیز بر گزار گردید؛ این باز دید که با تلاش وزارت مهاجرت آسترالیا ترتیب  داده شده بود، در رستورانت آتمن کازین  مرکز شهر سیدنی صورت پزیرفت و در آن تعداد هشت نفر از هیأت نماینده گی دولت افغانستان، شامل  آقای وزیر، سفیر محترم جمهوری اسلامی افغانستان در کانبرا آقای جیحون و تعدادی از مامورین وزارت و سفارت مذکور و وزارت خارجۀ افغانستان و همچنان  تعدادی بیشتر ازده نفر به نماینده گی هموطنان مقیم شهر سیدنی، شرکت داشتند.

در نامۀ دعوتی از طرف وزارت مهاجرت آسترالیا که به شرکت کننده گان  فرستاده شده بود، عنوان این نشست را "دیدار نماینده گان جامعۀ افغانی مقیم آسترالیا با وزیر عودت و مهاجرین افغانستان " عنوان کرده بود؛ رسانه های آسترالیای قبلا اعلام نموده بود ند که به ادعای امظا کننده گان معاهدۀ مزکور، همکاری افغانستانی های مقیم آسترالیا را، برای این معاهده با خود دارند.

زمانی که جلسه رسما آغاز گردید، بر خلاف معمول و انتظار متوجه گردیدم که از طرف هزاره ها فقط دو نفر دعوت شده ایم؛ در حالی که اکثریت افغانستانی های مقیم آسترالیا را هزاره ها تشکیل می دهند و در نشستهای مشاورتی همیشه حد اقل نصف شرکت کننده گان از میان هزاره ها دعوت می شدند؛ این جلسه،  قبل از آنکه تعارفات معمولی به پایان برسد، با سرزنش شدید هموطنان مقیم آسترالیا از آمدن پناهندگان مسیر آبی همراه گردید؛ هموطنان ما به شدت اظهار ناراحتی کردند که این کشتی سواران حق وحقوق آنهارا پایمال کرده وباید هر دو کشور آسترالیا و افغانستان از آمدن آنها جلوگیری نمایند  وهر گونه کمکی که در این راستا از دست آنها برآمده بتواند، به دولت افغانستان  پیش کش  خواهند کرد؛ بعضی ها اظهار عقیده کردند: افرادی که از طریق کشتی به آسترالیا می رسند، همکاسۀ آنانی هستند که افغانستان را به آتش و خون کشیده اند؛ بعضی از جملات و عباراتی که دراین جلسه  از جانب تعدادی از هم وطنان به کار رفت و هنوز در ذهنم مانده اند چنین بود:

 "این کشتی آمده ها حقوق همۀ افغانهارا خورده است".

 "این ها حق پناهندگی ندارند و باید برگردانده شوند".

 "همۀ افغانها آمدن آنهارا نادرست می دانند". 

 "باید حق ویزا برای کشتی آمده ها، بند شود"

"آنها یک مجموعه سرمایه داران است"

"پاکستان، هم فرزندان مظلوم وطن را فریب داده در مرزهای جنوبی به جنگ می کشانند و هم حق و حقوق شان را می خورند"

"ما هر قسم سپورت که دولت افغانستان ازما بخواهد درین باره می کنیم"

محترم آقای جیحون از شرکت کننده گان خواست که اولا خود شان را بیشتر معرفی کنند و بعد روی موضوعات صحبت نموده و پرسشهای شان را با وزیر صاحب مطرح نمایند.

بدنبال معرفی ها، با تعجب متوجه شدم که افراد گوناگون، از ریس یک انجمن اجتماعی تا مدیر یک رادیوی محلی و از کارگر یک انجیو تا ترجمان زبان انگلسی- دری به این جا آورده شده است تا به آمدن پناهندگان افغانستانی( که اکثریت قاطع شان هزاره اند) اعتراض نموده و معاهدۀ پناهندگی جدید آسترالیا - افغانستان را تایید نمایند؛ ماموری را که از طرف وزارت مهاجرت آسترالیا در نشست حضور داشت، کنار کشیدم و پرسیدم که چرا دیگر هیچ هزاره ای در جلسه دعوت نشده است؟ ایشان از چگونگی انتخاب مهمانان دعوت شده،  اظهار بی اطلاعی کرد .

جلسه  با معرفی افراد شرکت کننده و انتقاد های شدید از آمدن پناهندگان هموطن به آسترالیا همچنان ادامه داشت، من نیز خود را معرفی کردم و متذکر شدم که سؤالات و نگرانی های از جانب تعدادی از مردم در آسترالیا، در رابطه با سرنویشت پناهندگان و معاهدۀ جدید وجود دارد که میخواهم با وزیر صاحب وهیأت همراهش  در میان بگزارم؛ آفای جیحون دوباره از شرکت کننده گان خواست که صبور باشند و وزیر صاحب با ارایۀ سخنان خویش ممکن است پاسخ همۀ سؤالات را  روشن نماید ودر اخیر  اگر چیزی مبهم باقی ماند پاسخ داده خواهد شد.

وزیر محترم عودت و مهاجرین افغانسان صحبت های خویش را آغاز نموده و با اظهار خوشحالی  از دیدن هموطنان مقیم آسترالیا، پیرامون کارکردهای وزارت تحت اداره اش در چند ماه گذشته توضیحاتی ارایه کرد و یادآور شد که به وعده های داده شده اش هنگام تصدی این وزارت، وفا خواهد نمود؛ ایشان وضعیت امنیتی در افغانستان را بد توصیف کرد و گفت که اختطاف، کشتارآدمیان و بی امنیتی همچنان ادامه دارد؛ ایشان حتی متذکر شد که از هیچ کدامی هموطنان شرکت کننده دران مجلس  دعوت  نخواهد کرد که در شرایط امنیتی شکنندۀ فعلی به افغانستان بر گردند؛ در پایان ایشان معادۀ جدید بین افغانستان و آسترالیا را به منافع علیای کشور دانست.

در کنار صحبت های تعارفی و تشویقی هموطنان در را بطه با معاهدۀ جدید، من نیز اجازه خواستم وسؤالاتی مطرح نمودم؛ در آغاز از حضور وزیر صاحب در یک نشست احوال گیری از همطنان مقیم آسترالیا سپاس گزاری نمودم  و آمدن ایشان و هیأت همراهش از افغانستان را به مثابۀ آوردن مشک خطن و بوی وطن دانسته ، گفتم : "برار مانده نباشی!  و مجموعۀ نگرانی های تعداد اکثریت هموطنان مقیم آسترالیا را در سه نکته دسته بندی نموده، با هیات محترم در میان گذاشتم:

1 شرایط امنیتی:

شواهدی از نگرانیهای جامعۀ بینالمللی، کشورهای ذیدخل و صاحب نیروی نظامی در افغانستان، خبر نگاران و اظهار نظرهای خود مقامات دولتی افغانستان  در رابطه با وضعیت شکنندۀ کنونی امنیت در این کشور، پیش کش نموده وقدرت گرفتن ورشد گروه طالبان در ادارۀ دولتی و مناطق جنوب را، بعنوان نشانۀ آیندۀ تاریک این کشور متذکر شدم و پرسیم : اگر دولت مردان افغانستان توان گرفتن امنیت جانی خود و خوانواده اش را ندارد و شما نیز از کسانی که به حیث توابع آسترالیا، با امنیت کامل  دراین کشور زنده گی می کنند نمی خواهید که بخاطر امنیت جانی شان به وطن باز گردند، چگونه خواسته اید که جند پناهندۀ مظلوم را، که از میان هزاران انسان زیر ستم دیگر  به سختی توانسته اند جان شان را از میان خرمن آتش و طوفان دریا نجات دهند، به آن کشور باز گردانید؟

2 تبعیض و بیدادگری:

کشتار، بی خانمانی، چپاول اموال و پامال شدن هستی هزاران انسان در دایمرداد، بهسود، غزنی، ارزگان وکابل، در اثر تهاجم ملیشه های قبیلوی، آنهم در سایۀ یک حکومت به اصطلاح دموکراتیک را به حیث نمونه های روشن ادامۀ تبعیض نژادی صد سال اخیر در برابر هزاره ها نشان دهی نمودم و گفتم : زمانی که این همه جنایت، اکثرا با حضور و گاهی با همدستی نیروهای دولتی رخ می دهد بیانگر عمق ادامۀ تعصبات قبیلوی در افغانستان می باشد؛ و ادامه دادم: وقتی مشارکت جدی وحضور فعال و دمکراتیک یک مردم در نظام اجتماعی و سیاسی افغانستان،  حتی آقای کرزی را، که با آرای همین مردم در گلخانۀ قصر قرار گرفته است، به خشم می آورد، و وقتی از میان میلیونها دالر امدادهای خارجی حتی چند متر سرک در مناطق مرکزی آباد نمی شود، و وقتی کسی از شهری به شهر دیگر، صرف به خاطر شکل و صورتش مجبور به قاچاق رفتن است و بالاخره، حتی معاون ریاست جمهوری این کشور فقط به دلیل تعلق اتنیکی اش از یک ملیشۀ تفنگدار قبیله، برای مهار بیدادگری بی قدرت تر است، دیگر هیچ چیزی نمی تواند شدت تبعیض و بیدادگری های نژادی را در شرایط کنونی افغانستان پوشیده بگذارد؛ از هیأت محترم دولت افغانستان خواهش نمودم که به جای آمدن پشت مهاجران ستم کشیده در خاک آسترالیا بهتر است که عامل اصلی این مهاجرت ها، یعنی تبعیض را درخود خاک  افغانستان از بین ببرند تا کسی مجبور به ترک خانه و وطنش، و قبولی  وضعیت رقتبار هجرت و مسیر های خطرناک نگردند.

3 ظرفیت فعلی افغانستان برای برگرداندن مهاجران:

بارها اتفاق افتاده است که وقتی کشورهای همسایه اقدام به اخراج مهاجران افغانستانی از کشورهای شان نموده اند، دولت افغانستان از مساعد نبودن شرایط برگشت آنان به این کشور اظهار نگرانی کرده و از کمبود ظرفیت خویش شکایت نموده اند؛ به هیأت محترم کشور گفتم که شما از وضعیت رقتبار وبی سرنویشتی هموطنان ما در کشورهای همسایه بیشتر از ما آگاهید، تعدادشان هم کم نیست و به میلیونها نفر می رسد، و می دانید که گاهی بی هیچ دلیلی جز مهاجر بودن شان به رگبار بسته میشوند و هیچ کسی حتی دولت افغانستان توان دفاع از حقوق انسانی آنان را ندارد؛ و عرض کردم دولت افغانستان به جای آنکه برای برگرداندن چند نفر هموطنی که خود را به دریا انداخته و از درون آتش تبعیض و بی امنیتی در این طرف ساحل که حد اقل کمی به حقوق انسانی و حیات شان ارزش قایل می شود، بیاید، بهتراست که به سرنویشت آن ملیونها انسان بی پناه فکری نماید.

سخنتم با سرو صدای شرکت کننده گان قطع گردید و وزیر صاحب از یکی همرهانش خواست تا به نگرانی هایم پاسخ دهد؛ فرد مزبور بدون وارد شدن به نکته های که یاد آوری کردم، صرف به این مسآله اشاره نمود که قرارداد امظا شده در میان دو کشور، خیلی هم به ضرر پناهندگان نیست؛ وفتی پرسیدم که در شرایط کنونی آیا دولت افغانستان ظمانت امنیت جانی برای پناه جویان بر گشته به وطن میدهد؟ جواب دادند که ما هیچ گونه ظمانت امنیتی به کسی نمیدهیم.

تعدادی از هموطنان مقیم آسترالیای ما(البته نه همه) بیشتر از هیأت آمده از افغانستان حساسیت نشان دادند؛ آنها خود را در جای هیأت گذاشته و با لحنی سرزنش کننده ای سخنانم را نادرست و زننده خواندند؛ یکی از دوستان با اتکا و استدلال به سخنان پیامبر اکرم(ص) مرا آدمی با سرشت بد، خواند و گفت که کسی که دیگران را بد می گوید بدی را در شخص خودش بیان می کند و کسی که دیگران را نژاد پرست می خواند خودش نژاد پرست است؛ می خواستم با اعصاب آرام و لب خنده از صحبت های خویش دفاع نموده و به خشم آن برادر هموطن روشنی بیاندازم که افرادی دیگری نیز دخالت نمودند و گفته های مرا تلخ، بی نزاکتی و نا منسب با شان جلسه خواندند؛ احساس کردم فظا برای تبادل نظر، تقسیم کردن برداشتها و درک همدیگر مناسب نیست و فقط در میان هیاهو، تذکر دادم که اگر قرار به گفت شنود میبود میخواستم با شما تبادل نظر کنم ولی منطقم اجازه نمی دهد وارد یک بحث زور گلوی شوم؛ قلم و کتابچۀ یادداشتم را از روی میز برداشتم و از حلقۀ بحث خارج شدم؛ مامور وزارت مهاجرت آسترالیا پایان جلسه را اعلام نمود؛ احساس می شد که همگی چنین می خواهند؛ بعضی ها زورکی اکت و ادا در می آوردند که جلسۀ موفقی بود ولی هیچ کسی این سخن سر چپه را به زبان نمی آوردند.

همگی با هم خداحافظی کردیم در دهلیز خروجی رستورانت به خانم کتی مالین آفیسر وزارت مهاجرت آسترالیا دوباره یادآوری نمودم که فظای این جلسه یک جانبه بود و تلاش صورت گرفت تا سخن هزاره ها به خوبی شنیده نشود؛ ایشان ظاهرا از من کرده ناراحت تر بود و گفت ولی من همۀ نگرانی شما را یاد داشت نمودم و به مقامات بالا خواهم رسانید و اینکه چرا از هزاره ها کمتر دعوت شده است نیز بررسی خواهم کرد.

از جلسه که خارج شدم خبرنگار رادیوی ای بی سی نیوز که یک شبکۀ پر شنوندۀ خبری در سرتاسر آسترالیا است، بی تابانه منتظرم بود تا دیدگاه مارا پیرامون این دیدار بداند؛ من اکثر نگرانی های جامعۀ هزاره را که در جلسه گفته بودم بیان کردم با تذکر اینکه هیات نماینده گی افغانستان هیچ زمانت امنیتی به پناهندگان برگردانده شده از آسترالیا نمیدهد و هیچ توضیحی پیرامون وضعیت امنیتی، حقوق انسانی و تبعیض در افغانستان ندارند، نگرانی های مردم هزاره درین راستا را همچنان  بیجواب خواندم؛ این رادیو نیز فردای آن شب، مصاحبه را چندین بار بطور خوبی منتشر کرد.

روز بعد، با مشورۀ مدیریت انجمن کاتب هزاره، از هیأت نمایندگی افغانستان خواهان نشست مستقیم با هزاره ها شدم و گفتم که برای انعکاس دیدگاه اکثریت افغانستانی های مقیم آسترالیا باید یک نشست داشته باشیم؛ تا نیمه های روز هیچ جوابی داده نشد؛ بعد از ظهر بود که به ما احوال دادند که هیأت دریک مهمانی شرکت خواهد کرد و ضمنا می خواهد تعدادی از فعالین اجتماعی هزاره ها را  بیبیند، مشروط برینکه  دیدار باید یک دیدار کاملا تعارفی، دوستانه و خالی از هر گونه سؤالاتی سیاسی باشد؛ گوی که هیات محترم هم می خواست وانمود کند که با همه نشست داشته است و هم در برابر نگرانی های مردم پاسخ گو نباشد؛ من  دوستانه بودن دیدار را سنت انسانی و وطنی خواندم ولی اسرار نمودم که باید به نگرانی های مردم روشنی داده شود.

جلسه دیر شب برگزار شد و تعدادی از دوستان فعال در امور اجتماعی هزاره ها سؤالاتی را پیرامون وضعیت امنیتی، تداوم تبعیض و حذف سیستماتیک نژادی بعضی از مردم افغانستان مطرح نموده و با زیر سؤال بردن منافع معاهدۀ جدید، برای وطن و هموطنان مهاجر، از هیأت افغانی تقاضا کردند که با استفاده از "زمان حق الغا" این قرارداد را فسخ نمایند؛ هیات محترم باز هم در رابطه با وضعیت افغانستان هیچ توضیحی نداشت و مدعی شد که این قرارداد مبتنی بر اخراج اجباری پناهندگان نیست که باعث تعجب همگان شد و این در حالی است که وزیر محترم مهاجرت آسترالیا از اخراج اجباری پناهندگان بر اساس این معاهده تاکید کرده بود.

گزارشهای داده شده توسط رسانه های مربوط افغانستانی ها، از نشست وزیر محترم عودت و مهاجرین و هیات همراهش با فعالین اجتماعی افغانستانیهای مقیم آسترالیا، نیز کاملا متضاد می باشد؛ تعدادی آن دیدار را موفق وهمراه با حمایت کامل، گزارش داده اند وبعضی دیگر ناموفق و بدون بدست آوردن حمایت هموطنان دانسته اند؛ ازانجای که وزیر صاحب و هیات همراهش مدعی بود که نفطه نظرات هموطنان را به کابینۀ دولت و پارلمان افغانستان پیشکش خواهند نمود، من هم لازم دیدم این گزارش را تهیه کنم تا کمکی باشد به بیان بیشتر دیدگاه های هموطنان مقیم آسترالیا، به دولت، پارلمان و مردم افغانستان و سایر کسانی که علاقه مندند تا رشد فکری، همبستگی و همدلی وطندارانی خارج از کشور را درک کنند.

هموطنان ما که در جلسۀ مزکور به گفته ها و نظراتی شان پافشاری نموده و علاقه نداشتند تا دید گاه متفاوت بشنوند، نیز از طریق رسانه های مربوط شان دوباره مخالفت و اتهامات شان را در برابر پناهندگان ابراز نمودند؛ من روز یکشنبه تحت مصاحبه ای با رادیو پیام، به بعضی گفته های وطنداران اشاره نموده و با دفاع از حقوق انسانی پناهندگان، به بیان دیدگاه اکثریت مردم افغانستان در آسترالیا درین را بطه پرداختم؛  فشردۀ  سرو صداهای  که هموطنان مقیم آسترالیای ما نسبت به مهاجران مسیر آبی به راه انداخته اند از این قرار است  که: هموطنان ما این پناهندگان  را نه تنها مهاجر نمی دانند بلکه به آنها عنوان غاصبان حقوق خویش را می دهند؛ آنهارا وابستگان به بیگانه می دانند و معتقدند که باید به آنها ویزا داده نشده به افغانستان باز گردانده شوند تا جلو قاچاق بران انسان نیز گرفته شوند.

اولا به این نکته باید توجه کنیم که موضع جامعۀ هزاره در آسترالیا در رابطه باجلو گیری از جنایت قاچاق بران انسان کاملا روشن است؛ ما قاچاقبری انسان را یک جرم اورگنایز شدۀ جهانی می دانیم و برای جلوگیری آن از تلاشهای دولت آسترالیا حمایت می کنیم؛ اما جزا دادن پناهندگان را از طریق فرستادن شان به کام مرگ، در عوض هدف قرار دادن مستقیم قاچاقبران، کار منطقی نمی دانیم، که چنین کاری بیشتر شبیه جزا دادن مسافران به جای راهزنان  خواهد بود به این دلیل که چرا شما از راه می گزرید تا راهزنان اضافه شوند؛ وقتی انسانی مجبور می شود بخاطر نجات جان خود و خانواده اش خانه و کشورش را ترک گفته به جای دیگری پناه ببرد، در وجدان و منطق هیچ جامعه ای جرم به حساب نمی آید؛ تاریخ بشری پر از قصۀ چنین مهاجرت هاست وقوانین بین المللی امروزی نیز از حقوق آنان دفاع می کند.

اما این سخن که پناه جویان مسیر آبی حقوr کسانی دیگری درآسترالیا را غصب کرده، یاوه ای بینهایت عجیب وشاید بر خاسته از تعصب قومی به نظر برسد؛ معلوم نیست که در اینجا چه حقی برای این هموطنان وجود داشته که با رسیدن پناه جویان درین کشور فراخ، آن حق از دست شان فرار می کند؛ جامعۀ افغانستانی در آسترالیا بدنبال رسیدن پناه جویان هزاره از سالهای 2000 به بعد جان تازه ای گرفته و به شدت فعال گردیده است و این تن کرخت گذشته زنده گی را حالا بیشتر تجربه میکند؛ تشدید بی سابقۀ فعالیت ها در ابعاد گوناگون همچون تحصیل، ورزش، اقتصاد و گردهمای های فرهنگی با رسیدن مهاجران جدید، چیزیست که ارگانهای دولتی و مراکز خدمت رسانی بارها به آن اعتراف نموده اند.

شاید در دماغ بعضی از مردم وطن فلک زدۀ ما افغانستان، حق، تفسیری دیگری داشته باشد به گونه ای که بعضی ها خود را صاحب همۀ هستی دیگران حتی حیات آنان می دانند؛ به همین دلیل شاید جرات هجرت، حق انتخاب زندگی و مرگ مارا از پنجۀ آنان خارج می کند، خدا کند که چنین نباشد.

با تاسف هماکنون شاهیدیم که  که به دنبال آمدن و رفتن آن هیات افغانی از آسترالیا، بعضی از کمپ های مهاجرین درین کشور به شدت دستخوش تحول شده است؛ پناه جویان بی نهایت نگران سرنویشت خویشند و نمی دانند که آیا دوباره به افغانستان فرستاده شده و با چهره های مشخص تری منتظر قتل عام شدن خود، خانواده و همسرنوشتان خویش باشند ویا در بیرون از سیم های خاردار در آسترالیا، می توانند زنده بمانند؛ گزارشها تا اکنون از وضعیت جسمی بعضی پناهندگان در کمپ کارتین، خیلی نگران کننده است.

هیات اداری شورای سراسری هزاره های آسترالیا نیز تحت یک تماس مشورتی، اطلاعیه ای را درین راستا ترتیب داده اند که به زودی به رسانه ها داده خواهد شد. 

عبدالخالق علیزاده -  فعال اجتماعی