۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو
فضیلت کژدم در نیش زدن آن است و اما عقلانیت ما به کجاست؟

فضیلت کژدم در نیش زدن آن است و اما عقلانیت ما به کجاست؟

رهبران سیاسی ما تنها و تنها شکل ابتدای ائتلاف را اموخته اند واما هرگز شیوه های خلق ضمانت اجرای و ایجاد میکانیزم های برای اجرای تعهدات داده شده را فرا نگرفته اند. گروه های مشخص در پارلمان را نه باید به دلیل عدم رای اعتماد شان به ملامت گرفته و سر زنش شان کرد، انها کار شان با خلاقیت تمام انجام داده اند؛ در عوض رهبران نابالغ و دون مایه ما شایسته ملامت اند و سزاوار نکوهش.

  قوم و قوم گرای از ویژگی عمومی تاریخ سیاسی جامعه افغانستان بوده وهست. مردمان این سرزمین قوم پرورده اند و ذهن قبیلوی دارند، خود ما نیز چنین هستیم و نماینده گان شورای ملی نیز از جنس ما هستند. دزدان حکومتی- قومی، جایگاه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مارا، بار بار از پدران ما به غارت برده و گذشته گان ما قربانی های گران بهای را به پای ان نثار نموده اند و ما را نیز پدیده بسا غریب و بیگانه ای به شمار نمی اید. امروزه پدیده قوم گرای توسعه قابل ملاحظه ای یافته است وبا پیچیده گی های بیشتری در هم تنیده است و به گونه ای که دیگر تن بغض کرده خویش را نه در قالب حذف فیزیکی، کشتار های دسته جمعی و محرومیت از مزایای اجتماعی- سیاسی که در قالب عدم رای اعتماد به گونه سیستماتیک و از قبل تعریف شده به نامزد وزیرانی از قوم هزاره و ازبک نمایان می سازد. رای وعدم رای اعتماد، حق مسلم هر نماینده ای در شورای ملی بوده و بدهی است که رای نماینده گان، باید در راستای مصالح و منافع عمومی باشد، و رنه مشروعیت فلسفی خویش را از دست خواهد داد.

 شورای ملی سمبل وحدت ملی است و منبع تامین خیر عموم. اما حرکت سازمان یافته و از قبل طرح ریزی شده اخیر نماینده گان در شورای ملی، کلیه ارزش ها و اعتبار نمایندگان را به سلاخی کشیده  و به پای تعصبات قوم-قبیله ذبح غیر شرعی نمود. 

 در هرصورت، در جوار همه عوامل موثر بر رد نامزد وزیران هزاره و ازبک، تعصبات کور قوم و قبلیه را نمی توان نادیده گرفته و به سادگی از کنار ان عبور کرد. با این همه، اگر نیرو های مشخصی را در ساختار سیاسی و پارلمان به عنوان مخالف "نه دشمن" بپذریم، باید بگویم که  اساسا کمال نیرو های مخالف در مخالفت شان با رقیب بوده و تنها زمانی تلاش های شان دارای فضیلت است و قابل ستایش که بتوانند به هر گونه که شده است حریف را مقهور سازد و از بازی نیک اوت سازد. فضیلت نیروی مخالف "مخالف سیاسی - اجتماعی- فرهنگی"  در رقابت و مخالفت شان است و آنکه به مخالفت نپردازد و از برنامه ریزی برای شکست حریف دست بکشد، مخالف نخواهد بود.

در کدام منطق و به کدام تجربه ما انتظار آنرا داشته باشیم که مخالفان سنتی و قسم خورده مان، دست گرم دوستی دهند و مشخصا در مورد اخیر، به نامزد وزیران ما رای اعتماد می دادند. منطق قبیلوی و احساسات کور قومی انان به هیج گونه اجازه چنین کاری را نداده و بس اشکار و روشن است که زهر شان را خواهند ریخت. در بازی سیاسی هیج میکانیزم و قانون مشخصی تعریف نه شده است که نیرو های مخالف را  الزاما به رعایت انصاف و اعتدال وا دار نماید و صرفا به دعوت اخلاقی اکتفا وبسنده گردیده است. تنها و تنها تدبیر و عقلانیت بازیگران سیاسی است که با خلق عوامل فشار و میکانیزم های عمل متقابل و امیخته با خرد، رقیب را به تعامل صمیمانه و همکاری وادار می نماید و اجازه نمی دهد که مخالفان اینگونه تعصب و احساسات اهریمنی خویش را با دیه وار و اینگونه عریان قرین ما سازند.

واقعیت درد ناک این است که به همان میزان که مخالفین قسم خورده ما، کور دل اند و سخیف، رهبران سیاسی ما نیز ناشی اند و نا بخرد. رهبران سیاسی ما در عین حالیکه ضعیف اند و دون مایه، تجربه نا پذیر نیز هستند. شیوه ائتلاف با سیاف همان بود که با کرزی صورت گرفت و برخورد کرزی نیز همان است که سیاف انجام داده بود. حتی نوزادی مارگزیده می آموزد که چگونه از سوراخی که یکبار گزیده شده است اسیب نبیند اما رهبران ما تجربه نا پذیر اند. 

 واقعیت  این است که کرزی نه با رای مردم که با حمایت کسانی از جمله سکانداران کشتی سیاست ما،  به قدرت رسید و بنا بر این پایه های مشروعیت حکومت اقای کرزی نیز همین ها هستند. در انتخابات ریاست جمهوری، تبلیغ به نفع کرزی سکوی رقابت برای رهبران ما شده بود و برخی از دوستان قلم به دست ما نیز سنگ تمام گذاشتند و از مرز های گذشتند که نباید می گذشتند. در هنگام انتخابات، رهبران به مردم هزاره قبولاندند که اقای کرزی شایسته حمایت است و تنها کسی است که می تواند منافع ما را براورده سازد و حتی کسانی از خود را نیز در پیشگاه قامت اقای کرزی به صلیب کشیدیم. اما امروز همان اقای کرزی با ما چه می کند؟ شاید همگان می دانند که در حدود بیش از 90 وکیل پارلمان، ازسر سپرده گان مخلص اقای کرزی هستند که حتی منافع کلان ملی را به پای خواسته های اقای کرزی قربانی کرده و می کنند  و به راستی اگر اقای کرزی بخواهد نامزد وزیران ما رای بگیرند و شریک حکومت او گردنند، تحقق آن چندان امر دشوار و نا ممکن برای او به شمار نمی اید. اما او این کار را نکرده و در مراحل بعد نیز جای تردید وجود دارد.

 ما  به جای ملامت اقای کرزی و کرزی هایش به مثابه مخالف سنتی "واقعیت جامعه ما همین است" باید انها را  بستاییم. فضیلت اقای کرزی در مخالفت او با ما است و به خوبی قاعده بازی را می داند. نام بد ترین وزیر اقای کرزی یعنی زرار احمد مقبل با حمایت اقای کرزی رای می گیرد و در دست دیگر اقای دانش ، از نسل و تبار دیگر رای نمی گیرد. هرچه نباشد او مخالف  سنتی ما به شمار می اید واین نا بخردی ما است که خوب بازی نمی کنیم.

 رهبران سیاسی ما تنها و تنها شکل ابتدای ائتلاف را اموخته اند واما هرگز شیوه های خلق ضمانت اجرای و ایجاد میکانیزم های برای اجرای تعهدات داده شده را فرا نگرفته اند. گروه های مشخص در پارلمان را نه باید به دلیل عدم رای اعتماد شان به ملامت گرفته و سر زنش شان کرد، انها کار شان با خلاقیت تمام انجام داده اند؛ در عوض رهبران نابالغ و دون مایه ما شایسته ملامت اند و سزاوار نکوهش. چرا که فضیلت کژدم در نیش زدن ان است و کژدم که نیش نزند کژدم نیست. انها باید با ما چنین کنند و می کنند، اما تدبیر ما به کجاست و عقلانیت ما را چه شده است؟

نویسنده : عصمت الله هاشمی نظرات : 32
  • هزاره ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    سلام به همه دوستان

    این که دوستان به سرنوشت خویش حساسیت نشان می دهند جای شکر دارد. پیام "سلیم حصیر" نکته های مفیدی دارد. من احساس می کنم ما به تکان خوردن امده ایم اما هنوز باید کار های زیادی انجام دهیم. عجالتا:

    * از بکار بردن واژه رهبری یا رهبران هزاره برای کریم خلیلی و محمد محقق شدیدا خود داری شود
    * چنانکه سلیم گفته، سعی کنیم به معرفی چهره های تحصیلکرده خود بپردازیم تا یک فرد مناسب پیدا کنیم
    * به صورت دسته جمعی کار کنیم و با شدت بیشتر

    موفقیت برای همه ارزوی من است

  • علی ظفر ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    پنجشنبه 28- جنوری -2010

    به عموم نظر دهندگان محترم :
    برادران - خواهر ان: خواسته باشیم یانخواسته باشیم از انهائیکه نام برده اید به رهبران سنتی جامعه ما مبدل شده اند که کنار زدن انها درشرایط که بیشتر از 90% جامعه ما سواد خواندن ندارد چه رسد به سواد سیاسی کاری است بس دشوار ومشکل. درجامعه ما تنها انهای نیستند که ازانها نام گرفته شده - کسانی دیگری هم است که درپای معامله به سرنوشت ما نشسته اند ولی چه چاره...... جامعه ای که از سده ها زیر بار ظلم بوده ایا به یگ بارگی میتوان از زیر این بار کنار رفت وانرا به زمین انداخت ؟ که نه.

    برادران - خواهران: ایا بدیل این رهبران سنتی را سرغ دارید واگر هم گاهی کدام فرزند شما سر
    ازگریبان طغیان علیه انان برارد مورد نکوهش وسنگباران ماو شما قرار نمیگرد؟ یقینآ که میگرد.
    من نمیخواهم وقت شما را باپرگویی بگیرم وپیشنهاد میکنم بیاید به عوض تحقیر راه وروش انتقاد
    سالم را پیش گیریم وباانتقاد سالم خویش مسیر حرکت ناسالم این رهبران سنتی را تغیر دهیم
    تاباشد روزی فرا رسد که بابلند بردن سطح اگاهی جامعه از شرانها رهایی یابیم وبافاژه کشیدن
    انها ناله رهبر - رهبر سرندهیم.
    درپایان برمیگردم به نظر اقای عصمت الله هاشمی که چه زیبا نوشته اند:
    " دربازی سیاسی هیچ میکانیزم وقانون مشخصی تعریف نشده است که نیروهای مخالف را الزامآ
    به رعایت انصاف واعتدال وادار نماید وصرفآ به دعوت اخلاقی اکتفا وبسنده گردیده است. تنها وتنها
    تدبیر وعقلانیت بازیگران سیاسی است که باخلق عوامل فشار ومیکانیزم های عمل متقابل وامیخته باخرد- رقیب را به تعامل صمیمانه وهمکاری وادار مینمایدو اجازه نمیدهد که مخالف اینگونه تعصب واحساسات اهریمنی خویش را بادیه وار واین گونه عریان قرین ما سازند"

    اینک وای برما که از داشتن همچو ...... که بداند دربازی سیاسی تضمینی وجود ندارد محرومیم
    وناگزیر با کاروانی که سالاران مسیر حرکت را نمیداند در حرکتیم.



  • M.Z.M ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    Mr. Hashimi jan, I have read the article you have written which really expresses the realities behind the politics here in Afghanistan .Really dispite of these 30 years experience of being as leaders and having past the critical situation and condition , committing again this mistakes is showing thier inabilities and inefficiencies of them. and if we deeply think about the history of these leader and the current issues we will get that those all who are claiming themselves as defeder of our rights are the original thief who are cheating our nation, taking the personal adventage of thier position and misusing from thier position.
    Dear hashimi jan I strongely appreciate you and
    Hope this kind of articles put thier influence on them.
    thanks

  • سلام ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    امید که ایام به کامتان باشد. جای دیگری نبود فقط از این طریق شاید پیغامم را به روح بزرگ بابه و تمام شهیدان که در راه آزادیخواهی جانانه دفاع کردند برسانم.
    و اما ما زنده ها از کسانی که خود را رهبر مردم میدانند تا من و ما ها تبریک برما، طالبان دوباره آمدند.

  • عبد الله ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    سلام به ازره

    مردمی که به دنبال رهبران قوم فروش و خیانت کار هستند قابل سرزنش هستند. به نظر من بانوی هزاره بسیار درست گفته اند. تا زمانیکه ای پیروان نا دان هستند همین رهبران نا لایق خواهد بود. پس خواهشا ملامت مردمانی که اصلاح نمی شوند بی احترامی نیست. بلکه سکوت و یا تحسین شان واقعا توهین به انها خواهد بود. بگذار مردم درک کنند. تا چه زمانی صرفا تعریف شان کنیم و بگویم که شما قهرمان هستید. انها قهرمان نیستند و قهرمان پرور نیز نیستند. ولی استعداد و شایستگی این را دارند که قهرمان شوند. و ان زمانی خواهد بود که از رهبرای سنتی و بی کفایت فعلی فاصله گیرند و کور کورانه پیروی نکنند.

  • طرفداران بشر دوست ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    هاشیمی صاحب سلام
    از توانایی شما و قدرت قلم شما واقعاً خوشم آمد بسیار تحلیل زیبا بود. خواندم بازهم خواندم و بازهم خواندم.
    به نظر بعضی از دوستان شاید تند باشد ولی به نظر من و رهبرم بشر دوست بسیار مناسب است شما بیبینید جناب اقای کرزی وقعاً یک شخص سیاسی واقعی شده است.
    آرای مردم هزاره به فیصدی بسیار بالای دریافت کرد و در انتخاب وزرا برای اولین بار گزینش بسیار زیبا در تمام اقوام کرده بود که این انتخاب دهن رهبران جهادی بست، و حالا تمام وزرایش را از قوم پشتونش انتخاب می کند، شما از مقبل یاد کرده بودید در حالیکه سوانح واقعی آقای اتمر را بخوانید از این مملکت و دولت و وزرای موفقش خسته می شوید.
    بشر دوست می گفت که : به من رای بدهید من رای شما را معامله نمی کنم امروز محقق و خلیلی با معامله و ضمانت خط به اصطلاح قاری عتیق الله ساکت معامله کرده است خودش بیرون از تمام صحنه ها مانده است.

  • نادری ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    کاندید وزارت تحصیلات عالی هاشیم عصمت اللهی بود نه عصمت الله هاشیمی خنک خدا.

  • حاتمی ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    رهبران خردمند نیاز مند جامعه و مردم خرد مند است. تازمانیکه مردم هزاره اگاه نگردند همین رهبران حکومت خواهند کرد. در شرایط فعلی مردم ما قادر به درک و تحمل بروکرات ها را ندارند. در جامعه اگاه و روشن رهبران به ندرت دجار اشتباه می شوند و در صورت تجربه نا پذیری جایگاه خویش را از دست می دهد. اما در جامعه ما چنین نیست. مردم ما هنوز نا اگاه اند و مستعد پذیریش رهبران سنتی ملا صفت و ملا منیش. پس باید اول جامعه را دجار تحول کرد و بعد خود به خود ای رهبرای ملا ها از صحنه سیاست حزف خواهند شد.

  • سلیم حصیر ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    دوستان:

    بجای این همه گفتگو های بی فایده و پراکند بیاید دست به دست هم دهیم و افراد تحصیل کرده و تبپ های جدید جامعه را به مردم خویش معرفی کرده و انها را حمایت نمایم. با یک کار جمعی هم پایه های نفوذ رهبران سنتی در جامعه تضعیف می شوند و هم جامعه ما می تواند رهبری متناسب با شرایط و مقتضیات زمان خویش را پیدا نماید. رهبران کنونی نه توانای رهبری خرد مندانه جامعه ما را دارند و از طرفی هم نمی گذارند که تیپ جدید و بروکرات جامعه ما قد علم نمایند. پس اگر واقعا دلسوز جامعه هزاره هستید و خود را هزاره می دانید بیاید در یک اقدام فرهنگی همگانی این امر مهم را به پیش بریم.

  • asif ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    Salam dostan
    Aqian wahidi wahashimi aghazi niku karda and
    Dardi asli hamin ast ki hamadostan ba aan kamo bish perdakhta and
    In aghaz niko ast omid waram ba anjami niku hamra gardad
    Dardi asli ma biwahwari ma wa nabodi rahbari salim ast

    Mobarak ast in tahlil hai dostan

  • دانشجو ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    آیا این آقای نویسنده همان وزیر پیشنهادی تحصیلات عالی است؟ اگر کسی اطلاعی دارد بیان کند.

  • بانوی هزاره ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    سلام محترم آزره بنده هرگز مردم خویش را توهین نکرده و نمی کنم اگر هم چیزی گفتم یا می گویم در قدم اول خودم یک هزاره ام و خوب می دانم درواقع درد ما از چه و از کجاست .واقعا ملت ما برای یک بار فقط برای یک بار اراده کنند آقایان امسال خلیلی و محقق را درس عبرت بدهند حیف کلمه مقدس رهبر که روی اینها گذاشتند. واقعا کرزی چرا خلیلی را مثل یک مترسک نگه داشته عاشق خال ابروی آقا که نیست و هم نه چندان مغز سیاسی دارد که به دردش بخورد که اگه داشت در قدم اول به درد ملت خودش می خورد . نه چندان سرمایه دارد که کرزی از آن استفاده کند درسته حالا یک چند شهرک را به قمت خون ملت هزاره نوش جان کرده یا حالا مقداری سرمایه گذاری در بانکهای سوئد ولی نمیشه گفت کرزی و امسال اون به اینطور چیز ها دل خوش کنند کرزی به آقا خان که امروزه با سرمایه شخصی 800 میلیون دلاری در جهان جایگاه 10 سرمایه دار ترین آدم را دارد اهمیت نمی دهد .خوب در نتیجه چرا آقا را آئینه دق کنار خود نگاه داشته ؟؟ خیلی ساده برای اینکه حمایت میلیونی ملت هزار را با خود دارد ملت که همیشه در هر زمینه سرنوشت ساز بوده .
    خوب سوال اینجاست این ملت با این همه آگاهی از خیانت این دلقک تاریخ باز چرا با جان دل ازش حمایت می کنند؟؟؟؟؟
    یک کم اگه دقت کنیم هر وقت قراره بلای سر ملت هزاره بیاد آقا قبلش سفر میکنند به عربستان سقوط بامیان قبلش سفر آقا به عربستان را داشت و این بار باز رد شدن وزیران پیشنهادی قبلش سفر محترم به عربستان بود .کافی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟

  • همدرد ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    اقای نیلی!

    تشکر از طرح و پیشنهاد زیبای تان. اما در حالیکه اکثر قریب به اتفاق از نویسنده گان و رشن فکران و تحصیل کرده گان ما، در خدمت رهبران هستند و غلامی شان را می کنند، جگونه می توان به این مهم دست یافت. رهبران ما هر چه نا بخردی هم کنند، باز قلم به دستان فاضل مئابان ما هستند که توده ها را شستسوی مغزی- فکری دهند و رعیت انان سازد.

  • لعل بیک ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    با سلام دوستان عزیز
    نا بخردی و معامله نمودن نمایندگان خودی بر سر سرنوشت مان نیز امری است که صدها عبرت و درس برای ما دارد فراموش نکنیم که مهمترین مخالفان همینها بودند و ضربه های کاری را وارد نمودند آقای ستیغ نماینده دایکندی سرور دانش را جاسوس ایران می خواند و متعاقبا بشر دوست دانش و عصمت اللهی هردو را مزدور بیگانه و بی سواد معرفی میکند و... مخالفت برخی از این نمایندگان کوته بین بخاطر مخالفت باخلیلی و محقق بود و پول و دالر نز کار خود را می کرد
    به نظر می رسد تنها راه استیفای حق مسلم اقوام محروم به ویژه هزاره ها راه انداختن اعتراضات مدنی متشکل از اقوام محروم و به حاشیه رانده شده ، در شهر های بزرگی مثل کابل و مزار و غزنی و بامیان خواهد بود

  • .. حق پرست ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو


    دوستان این رامتوجه شده اید که هميشه حکومت هاي که ريشه هاي شان در ميان توده هاي مردم خشکيده است، سر در لاک قومي فرو برده و از اين راه نفاق آلود و ويران گرچند صباحي تغذيه کرده است. اين سياست اکنون در حاکميت آقاي کرزي هويدا شده است زيرا در گام نخست با دلالي و معامله بالاي سرنوشت اقوام، ملت افغانستان را پاره پاره کرده و در گام دوم از اين فضاي آلوده به گرايش هاي قومي، به نفع قوم خاصي بهره جسته است.با تأسف اکثريت اعضاي پارلمان افغانستان نيز در جريان بازي هاي آقاي کرزي طي سال هاي فعاليتش نتوانسته است، خود را از دام سه خصلت قوم گرايي، وابستگي به حاکميت و دلالي نجات بدهد. چنانکه در جريان رأي دهي به وزراي پيشنهادي چنين خصوصيتي را به نمايش گذاشتند. هيچ يک از اين رأي دادن ها و رد نمودن ها بر اساس معيارهاي ملي، ارزشگرايي و شايسته سالاري نيست؛ بلکه بر اساس سازماندهي و دستورات پنهاني ارگ رياست جمهوري انجام شده است. ما همه مي شناسيم کساني را که اگر خدمتي نکرده اند، لااقل جرمي هم انجام نداده اند، رد شدند ولي کسانيکه دست شان به خون هزاران شهروند ما آلوده است، تأييد شدند؛ زيرا از قوم خاص بودند و منظور حضور مبارک سلطان قبيله. ولی با تأسف از انحرافيکه در مسير دموکراسي و نظام سازي مدرن پيش آمده و عامل آن آقاي کرزي و دار و دسته اش به شمول محقق وخلیلی بی غیرت است که به مشروعیت کرزی باوردارد.

  • ناصر عطای ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    جامعه هزاره نیاز جدی به یک تغیر اساسی در سطح رهبری دارد. رهبران امروزی ما، در زمان خویش به نتاسب شرایط زمانی و مقتضیات انروز نقش خود را ایفا کرده اند. اما امروز شرایط تغیر کرده است و رهبران متناسب خویش را می طلبد. امروزه عصر جنگ و نبرد های نظامی سپری شده است و عرصه، عرصه مهارت است و دانای و توانای فکری. در گذشته شرایط جنگی بود و تدابیر نظامی می طلبید و اما امروز وضعیت به کلی فرق کرده است. پیشنهاد اقای نیلی نیکو به نظر رسیده و واقعیت های موجود و شرایط امروزین جامعه رهبران خرد مند و متخصص را می طلبد. اقایان محقق و خلیلی و ... پاسخگوی نیاز مندی های حوزه سیاست عصر ما نمی باشد. یعنی توانمندی و توانای های انها ایجاب کار های بزرگ را نمی کند. بنا براین، باید تغیر در سطح رهبری جامعه به وجود بیاید. اماچگونگی تحقق این امر مهم نیاز مند زمان است و تلاش و همت روشن فکران و فرهنگیان جامعه هزاره. هر چند که امروزه بسیاری از نویسنده گان زبر دست مان برای انها خدمت می کنند و حقایق و مصالح هزاره ها را قربانی قدرت طلبی و خواست های انها، اما با این حال نباید نا امید بود و با یک تعهد و همت جمعی می توان این سد نا میمون را شکست و مزارع را به زیر کشت برد. پس بیاید به یک تعهد جمعی نموده و تلاش نمایم شکاف بین ملت و رهبران سنتی را بیشتر و بیشتر کنیم و باشد که کسانی از نسل شایستگان و بی الایشان این سر زمین به عرصه کار و زار ایند.

  • آزره ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    سلام بر بانوی هزاره !
    اینکه خلیلی سنگر فروش وابله بامیان را به طالبان واربابان پاکستانی وعربستانی اش فروخت شاید بر همگان معلوم باشد. اگر هم نیست بامیان توسط خلیلی ابله وترسو وسنگر فروش به دالر های عربستانی وتهدید های پاکستانی فروخته شد.
    ولی این دلیل نمیشود که ما مردم خودرا توهین وتحقیر کنیم!!!این بدوی بودن پشتون ها را نشان می دهد که به هیچ راه عاقلانه ومشکل گشایی راضی نیستند ونخواهند شد واین ضعف سیستم نیمه دموکراسی ساخته دست دیگران است که بازی ومعامله سیاسی را عقیم ونا کار آمد می سازد.بر علاوه جامعه هزاره نیز خود از ضعف ساختاری از نگاه رهبری سیاسی نیز رنج می برد.جامعه هزاره بعد قتل عام ونسل کشی توسط عبدالرحمن مزدور وجیره خوار انگلیس ،ساختار رهبری سنتی خویش را که همان خان ها وبیگ ها بود از دست داد.واین فقط با همت والا وبینش سیاسی ودرایت رهبری شهید مزاری بود که ما تا حدودی بر سرنوشت خود حاکم شدیم.اینکه دجالان خبیث ضد هزاره یی مانند محسنی وجاوید وانوری وسید هادی جنایت کار وسنگر فروش وخبر چین وستون پنجم دشمن با خود ما بر سر رهبری ما رقابت وحتی کشت وخون می کند دلیل اش این بود که ساختار رهبری سنتی ما هزاره ها از دست خود ما در طول یک قرن خارج شده بود وبیگانه ها بر سرنوشت جامعه ما حاکم شده بودند.بعد از پیروزی مجاهدین نیز هنوز افکار سیاسی رهبران ونخبگان جامعه ما اسیر اوهام وخرافات ولایت فقیه ایرانی ها بود وهنوز نیز تا اندازه یی است.به همین دلیل احزاب خود خوانده چند گانه وحدت هیچ کدام اساسنامه وپروگرام اساسی وراهگشاه برای جامعه ندارند ودر افراد محدود خلاصه شده اند.جامعه هزاره برای حل این مشکلات به زمان زیاد وبه همه توان های فکری فرهنگی وعلمی سیاسی وحتی در صورت ضرورت نظامی خویش احتیاج دارد برای حل این مشکل ها.ما کسانی که توان اندیشیدن داریم باید تمام کوشش ما این باشد که وحدت سیاسی اجتماعی مردم خویش را حفظ کنیم خطرات بسیار بزرگی پیش روی ماست که فقط وفقط با اتحاد همه توان های مردم وجامعه می توانیم در رفع این خطرات موفق شویم.در حال حاضر پشتون ها واربابان عربی وپاکستانی شان در صدد قبضه کامل قدرت هستند ما باید به فکر چاره باشیم وبا اتحاد با دیگر اقوام از وقوع این کار جلو گیری کنیم واز هر راه ممکن باید مسلح شویم وقابلیت دفاع از مناطق ومردم خودرا کسب کنیم در غیر اینصورت قال عام وحشتناک دیگری انتظار همه اقوام غیر پشتون را می کشد.

  • دختر آزره ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    سلام به همه دوستان و تشکر از نظرهای ایشان.
    و تشکر از آقای هاشمی که مقاله جالبی را نوشته اند.
    هزاره ها تاریخ تلخی را پشت سر گذشتانده اند . وبعد از طولانی زمانی است که فرصت رسیدن به قدرت برای ما میسر شده. و این فرصت هم بشکل ساده نه بلکه به بهای خون شهیدان ما و یک سده رنج به ما رسیده است . درین دموکراسی نوپای فعلی که فرصت برای استفاده از قدرت برای ما مهیا است ما باید از آن سود هنگفت بیبرم و برای شکوفایی دوباره هزاره در کشور اقدام کنیم. این کار با داشتن رهبری که بتواند تمام قوم را متحد کرده و با یک سیاست استراتیژیک و مستعمر در چرخه سیاست داخل شود، دارد. اما هزاره ها فعلاً فاقد این رهبریت است و رهبران فعلی ما که اصلاً بینش سیاسی ندارند. انها هنوز فرق میان منافع شخصی و منافع ملی را نمی دادند چون یک مشت ملا های کور ، بی عقل هستند که توسط دست های بیرونی به قدرت رسیده اند و امروز برای استمرار قدرت خود سرنوشت یک ملیت را به قمار می زند. گاهی رای ما را در پارلمان به سفاک ترین دشمن ما می فروشد و گاهی هم با قبله قرار دادن کرزی خود ملا امام شده و تمام ملیت بیچاره را به نماز به سوی او فرا می خوانند و ایدلوژی دینی را هم اهرم برای استفاده جویی های ایشان از مردم ساخته اند. مردم بیچاره و بی سواد سنتی هم مثل غلامان حلقه به گوش دنباله رو ایشان هستند.
    آقای هاشمی درین مقاله هم نقطه جالبی را اشاره کرده که از گژدم نباید گله کرد چون نیش زدن خاصیت اوست ولی از عقلانیت خود باید گله کرد. ما نباید از کرزی گله کنیم چون برای خود و منافع قومی خود تلاش می کند و از هر ابزاری که قابل استفاده باشد دریغ نمی کند. ما هزاره ها باید رفتار خود را عقلانی سازنیم و عقلانی بسنجنیم. و یک تغییر جدی در خط رهبریت ملیت بیاریم چون با ملا ها اعمال سیاست عقلانی نیست.
    هیاهوی که امروز بعد از رد وزیران هزاره و ازبک از پارلمان بوجود امده زمینه خوبی است که مردم بیدار شوند و دوباره متحد شود. کسی گفته بود برای اتحاد مردم باید دشمن سازی کنیم یا دشمن فرعی بسازیم تا ترس از دشمن مردم را متحد کند. اما ما فعلاً دشمن درحال کمین و آماده باش داریم ، باید متحد شویم و اشتباه های قبلی را دوباره تکرار نکنیم .

  • نسیم رفیعی ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    اقای امیری نوشته بود که احساسات گرم پشتون ها باعث شد که نامزد وزیران ما رای نگیرند و اما عقلانیت سرد شان باعث فراخانی و استخدام انها به عنوان سر پرست شد. اما من باور دارم که این کار ناشی از خرد بالای کرزی و دست یارانش هست که ما ساده اندیشان را چون اطفالی فرض کرده اند که یا یک پوفک نمکی می شود اورا راضی کرد. کرزی به خوبی می داند که پایه های قدرت و مشروعیت اورا همین اقایان تشکیل میدهند و این فشار های جدی و واکنش های تند دوستم بی کله بودکه کرزی را به این کار وا داشت و لی حتی رهبران ما درک و توانای دوستم را نیز ندارند. حالا ممکن در اینده نامزد وزیران ما رای بگیرند و لی حتی اگر این کار هم شود دیگر ان لذت را نخواهد داشت.

  • ایوبی ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    از انجا که رهبران ضعیف ما را اقای کرزی و پشتون ها چنین به بازی گرفته اند و بی خردی و نا توانی شان را به رخ شان می کشند، جای خوشی است که اصلاح شوند و اما از انجا که رهبران ما واقعا بی تدبیر اند و تجربه ناپذیر و هرگز استعداد تجربه پذیری را ندارند بی فایده است. چون دود این بازی ها تنها به چشمان زجر کشیده مردم هزاره می رود.

  • شریف ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    این نوشته مملو از تناقضات است. نویسنده فقط این را یاد گرفته است که رهبران را فحش دهد. امیدوارم بیشتر بخواند و درک عمیق تر از موضوعات داشته باشد.

  • محمد خان ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    سلام
    من با آقای هاشمی موافقم که آقای محقق و خلیلی تجربه سیاسی کمتر دارند واما باید اینرا هم فراموش نکنیم هنوز محقق و خلیلی من است و ما نشده است یعنی آنها هنوز در حصار سلیقه های شخصی و منافع فردی خو د گیر مانده است تا چه رسد که بمنافع مردم خود توجه کنند، به دلیل اینکه واقعا اگر آنها صادقانه می اندیشیدند هیجگاه ازهم جدا نمی شدند و مردمی که از هم پراکنده شده بودن بابه مزاری با چه مشلات دور یک محور جمع کرد و اما این آقایون به چه ساده گی آن محور مردمی را در هم زدند. با وجود این، فعلا یک نیاز است که مردم از آنها حمایت کنند ودر عین حال، در صدد تجهیز نیروی های جدید و کارا باشیم. هنوز افغانستان با دموکراسی بسیار فاصله دارد تعصبا قومی از ریشه های عمیق و محکم بر خور دار هستند.
    تنها راه کامیابی ما تلاش وو حدت ما ست.

  • سرور ساحل ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    آفرین بر شما آقای هاشیمی، خیلی خوب تحلیل کردید.
    امیدوارم که همه به این عقلانیت شما برسند و تجربه های تلخ و ائتلاف های شکست خورده و چالش های موجود فرا راه مردم ما به فرصت های تبدیل شوند که در راستای عقلانی سازی سیاست های مردم ما مفید باشد. همچنان درسی باشد برای رهبران پند نگیر ما تا از سیاست روز مرگی به سیاست های استراتژیک فکر کنند.
    جناب آقای هاشیمی، همانطوریکه اشاره کردید، در جریان انتخابات رهبران ما در بین خود مسابقه می کردند تا هر کدام خوبتر از دیگری صداقت خود را در پیشگاه حلقه فاشیستی کرزی ثابت کنند و از طرف دیگر مردم خود را با وعده های پوچ و بدون ضمانت اجرای فریب دهند. یک تعداد از دوستان خود شما هم سیاست هزاره ها در دوران انتخابات را خردمندانه می خواندند و آنان که در کنار داکتر عبدالله رفته بودند، را خاینین قوم و آرمان شهید مزاری می دانستند. روشنفکران و نخبه گان علمی ما نیز به نحوی از آن حمایت می کردند تا همه ای هزاره ها خود را دربست به دروازه فاشیست های قومی تسلیم کردند.
    عدم رای اعتماد پارلمان به وزرای هزاره و ازبک هنوز اول کار است، آقایان خلیلی و محقیق برای مردم هزاره وعده سپردند که دو ولسوالی بهسود و جاغوری در صورت که کرزی رئیس جمهور شود به ولایت ارتقاء میی بابد. حال با فضای که در پارلمان وجود دارد و عدم صداقت کرزی در قبال این رهبران، چگونه ممکن است که جاغوری و بهسود از طرف پارلمان به عنوان واحد های اداری جدید در سطح ولایت شناخته شود؟ آقای خلیلی بارها از حل مسئله کوچی ها در صورت انتخاب مجدد کرزی به مردم مناطق مرکزی که بیشترین رنج را از همین طریق کشیده است، گفته بود، اما از قرار معلوم که همه ای این وعده ها فریب بیش نه بوده و خلیلی و محقیق ابزار های تحمیق مردم و جامعه هزاره شدند. اصلاً اگر حمایت های محقیق و خلیلی را از کرزی به صورت دقیق بررسی کنیم، می توان گفت که ائتلاف صورت نه گرفته بلکه یک نوع معامله شخصی بوده که آقایان برای منافع شخصی خود آن را انجام داده اند. به همین دلیل اگر قسیم اخگر آنها را دلالان قومی می گوید بیهوده نه گفته است، چون دلال فقظ منافع خود را در نظر دارد و به سود و زیان طرفین معامله فکر نمی کند.

  • نیلی ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    درود بر درک و بیان بی ریای شما. من فکر می کنم رهبران سنتی ما دیگر به هیج وجه توانای و شایستگی لازم برای رهبری جامعه مارا نداردند و زمان ان رسیده است که نسل تحصیل کرده و جوان ما جای انان را بگیرند. بنا بر این پیشنهاد می کنم بیاید در یک حرکت فرهنگی همگانی تلاش نمایم شکاف لازم بین رهبران سنتی و مردم جامعه خویش را ایجاد نموده و نسل جدید را جایگزین ان نمایم. این تنها راه نجات و خوش بختی ما است.

  • علی ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    راه را که استاد بزرگوار (ره) با خون هزارن شهید شهر کابل و خون خویش برای مردم ما ایجاد کردند بزرگ مردان چون خلیلی کور البته از عقل کور ، محقق پهلوان ،استاد اکبری یار مسعود قهرمان ، استاد عرفانی یکاولنگی استاد استاد ها توانستند خوب حفظ اش بکنند. کوشش کنید باز هم سرمایه گذاری تان روی کریلایی ، حاجی ، زوار ، خان و غیره باشد و به خاطر معرفی یک وزیر از یک مامور عادی وزارت تجارت کمک بخواهید تا شخصی مثل نامزد دومی شما به کمک اقای ایلاقی به ریاست جمهوری به وزارت معرفی شود . کوشش کنید کسی به غیر از بهسود .........؟ و کسانی که خلاف نظر شما نظر دارند در کنار تان نباشد و همیشه کسانی باشد که بدون شک حرف های تان را تایید نماید.
    کرزی صاحب نوش جانت و مثل شیر مادرت بر تو حلال باد.
    قوم ساخته شده از نور نوش تان باد که از هر دو ولایت بامیان و دایکندی باز هم شما از انسان های ساخته از خاک پیشی گرفتید و توانستید خود را به مجلس سنا بکشانید.
    در گذشته مردم میگفتند چی را چی کو و نامش را چی بان ولی امروز باید چی بزرگتر را چی کنند و اسم شان را آلو بالو بمانند.
    امید روز های بد از امروز را هم داشته باشید.

  • Kamal ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    This is a very good analyzation of our situation. I would appreciate if we have more comments on the issue and the strategy on how to move forward.

  • علی احمد ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    اقای محقق رای به کرزی را به شب قدر تشبیه کرد و گفته بود که گویا مثل این است که شما به اندازه هزار شب عبادت کرده اید و این را هم گفته بود که ما از اقای کرزی امان نامه 5 ساله شما مردم هزاره را گرفته ام. اما کجاست ان امان نامه؟ همان طور که برادر محترم ما اقای هاشمی گفته اند و حتی بیشتر از ان وان اینکه کرزی بیش از 112 نماینده در پارلمان دارد و واقعا اگر بخواهد و در تعهدات خود صادق باشد به سادگی می تواند برای نامزد وزیران ما از پارلمان رای اعتماد بگیرد. اما انها واقعا کژدم اند و اما این ما هستیم که بی تدبیر و نا بخرد ایم.

  • علی اکبر - بهسود ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    اقای هاشمی عزیز!

    واقعا سپاس و درود بر شما و درک شما. ای کاش همه انهای که می نویسند و ادعای دارند مثل شما بودند و بجای خود فریفتن و مردم خود را به بازی گرفتن از نقاط ضعف و دون صفتی رهبران ما نیز سخن می گفتند. هستند کسانی که ادعای دارند اما قلم و حتی وجدان نویسندگی شان را در خدمت رهبران بی کفایت ما به قیمت ارزان فروخته اند. کسانی که به جامعه هزاره توهین واقعی می کنند و اهانت روا می دارند همین رهبران است. دعا می کنم خداوند بزرگ به زودی روزی را بیاورد که مردم هزاره نسبت به ماهیت واقعی رهبران دروغین اگاه و اشنا گردند و دیگر به دور شان نه چرخند.

  • آزره ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    سلام بر بانوی هزاره !
    اینکه خلیلی سنگر فروش وابله بامیان را به طالبان واربابان پاکستانی وعربستانی اش فروخت شاید بر همگان معلوم باشد. اگر هم نیست بامیان توسط خلیلی ابله وترسو وسنگر فروش به دالر های عربستانی وتهدید های پاکستانی فروخته شد.
    ولی این دلیل نمیشود که ما مردم خودرا توهین وتحقیر کنیم!!!این بدوی بودن پشتون ها را نشان می دهد که به هیچ راه عاقلانه ومشکل گشایی راضی نیستند ونخواهند شد واین ضعف سیستم نیمه دموکراسی ساخته دست دیگران است که بازی ومعامله سیاسی را عقیم ونا کار آمد می سازد.بر علاوه جامعه هزاره نیز خود از ضعف ساختاری از نگاه رهبری سیاسی نیز رنج می برد.جامعه هزاره بعد قتل عام ونسل کشی توسط عبدالرحمن مزدور وجیره خوار انگلیس ،ساختار رهبری سنتی خویش را که همان خان ها وبیگ ها بود از دست داد.واین فقط با همت والا وبینش سیاسی ودرایت رهبری ایشان بود که ما تا حدودی بر سرنوشت خود حاکم شدیم.اینکه دجالان خبیث ضد هزاره یی مانند محسنی وجاوید وانوری وسید هادی جنایت کار وسنگر فروی وخبر چین وستون پنجم دشمن با خود ما بر سر رهبری ما رقابت وحتی کشت وخون می کند دلیل اش این بود که ساختار رهبری سنتی ما هزاره ها از دست خود ما در طول یک قرن خارج شده بود وبیگانه ها بر سرنوشت جامعه ما حاکم شده بود.بعد از پیروزی مجاهدین نیز هنوز افکار سیاسی رهبران ونخبگان جامعه ما اسیر اوهام وخرافات ولایت فقیه ایرانی ها بود وهنوز نیز تا اندازه یی است.به همین دلیل احزاب خود خوانده پند گانه وحدت هیچ کدام اساسنامه وپروگرام اساسی وراهگشاه برای جامعه ندارند ودر افراد محدود خلاصه شده اند.جامعه هزاره برای حل این مشکلات به زمان زیاد احتیاج دارد وبه همه توان های فکری فرهنگی وعلمی سیاسی وحتی در صورت ضرورت نظامی خویش احتیاج دارد برای حل ایت مشکل ها.ما کسانی که توان اندیشیدن داریم باید تمام کوشش ما این باشد که وحدت سیاسی اجتماعی مردم خویش را حفظ کنیم خطرات بسیار بزرگی پیش روی ماست که فقط وفقط با اتحاد همه توان های مردم وجامعه می توانیم در رفع این خطرات موفق شویم.در حال حاضر پشتون ها واربابان عربی وپاکستانی شان در صدد قبضه کامل قدرت هستند ما باید به فکر چاره باشیم وبا اتحاد با دیگر اقوام از وقوع این کار جلو گیری کنیم واز هر راه ممکن باید مسلح شویم وقابلیت دفاع از مناطق ومردم خودرا کسب کنیم در غیر اینصورت قال عام وحشتناک دیگری انتظار همه اقوام غیر پشتون را می کشد.

  • Kudos Talash ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    karzai ba hamayet sekandaran keshti sayasat ma bae ghodrat rasid" ! in aghaye esmatulah hashimi khast ash az in yaawae gooye chisht ? au mi andishad kae merdom nae mi danand "karzai dast-neshandae ra CIA dobarae baer gazid.wazer-kharajae amrika pesh az gazenesh haa-ye sakhtae--gi, ashkar goft: " shama agar bae khahid yaa nae khahid ma karzai ra bae naam sar-parast/rayesh-jamhor mi shanasim." khob in taar-gah yaa shabae-kae urozgan mi khahd haer rooz chand taa naweshtae -ye nau chaap nae maayed. shaayed merdom ham hamin goonae bae andishand,chon agaahi wae danesh merdom keshwaer maa khili paayen ast. basayari merdom mi gooyand "nau bashad,haer chae baashad." gahi bi kharadi haa-ye bozorg mi benam nae mi shawad hoshdar nae nawesam

  • غرب كابل ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    سلام و با احترامات خدمت همه عزیزان هزاره، بسیار تشكر از مقاله خوب تان

  • بانوی هزاره ۱۳۸۸ چهارشنبه ۷ دلو

    سلام.
    رهبران بی خرد و پیروان بی خردتر به قول معروف آزموده را آزمودن خطاست ولی حیف که نه تنها آقایا ن به نام رهبر هرگز تجربه کافی کسب نمی کنند که دنباله روان بدتر از اونها هم هیچ وقت عاقل نمی شوند. حتم دارم که تک تک هزاره ها سال شکست بامیان را به یاد دارند و اینم مطمئنم که بسیاری کسانی امسال خودم اونجا حضور داشتند و هنوز که هنوزه به این فکر میکنیم که واقعا چطور شد که بامیان سقوط کرد؟؟؟ ما که همه چیز داشتیم برای دفاع استراتیژی خوب کمک مالی (روسیه +ایران )موقعیت خوب روحیه از همه مهمتر ولی چرا شب استراحت کردیم صبح که برای نماز بیدار شدیم دیگه نه حزب وحدت وجود داشت نه رهبری در کار بود نه مبارزه ای همه جا سکوت آزار دهنده .
    واقعا محترم رهبر اگه از پیش فروش بامیان خبر نداشت چطور سر شب تشکیل جلسه داد با همه اعضای حزب برای راه گم کردن و شب وقتی همه با دل پر و هزار نوع فکر برای انتخاب نوع مبارزه یا بهتر دفاع ولی محترم شب غیبش زد .تعجب ندارد؟؟؟
    اما صد برار تعجب اینجاست که باز مریدان دست از پا دراز تر دویدن و چنان بزرگش خواندن که گویا مقدس ترین موجود خالق را زیارت کردنند .
    وای بر ما که هیچ وقت دوست و دشمن را نمی شناسیم ....

  • نظر خود را برای ما ارسال نمائید...

    • نام:
    • ایمیل:
    • وب سايت / وبلاگ:
    • نظر:
  • ارسال به دوستان

    • نام شما:
    • ایمیل شما:
    • ایمیل(های) دوستان شما:
      ایمیل های را با کاما "," از هم جدا کنید
    • متن نامه: