فضیلت کژدم در نیش زدن آن است و اما عقلانیت ما به کجاست؟
رهبران سیاسی ما تنها و تنها شکل ابتدای ائتلاف را اموخته اند واما هرگز شیوه های خلق ضمانت اجرای و ایجاد میکانیزم های برای اجرای تعهدات داده شده را فرا نگرفته اند. گروه های مشخص در پارلمان را نه باید به دلیل عدم رای اعتماد شان به ملامت گرفته و سر زنش شان کرد، انها کار شان با خلاقیت تمام انجام داده اند؛ در عوض رهبران نابالغ و دون مایه ما شایسته ملامت اند و سزاوار نکوهش.
قوم و قوم گرای از ویژگی عمومی تاریخ سیاسی جامعه افغانستان بوده وهست. مردمان این سرزمین قوم پرورده اند و ذهن قبیلوی دارند، خود ما نیز چنین هستیم و نماینده گان شورای ملی نیز از جنس ما هستند. دزدان حکومتی- قومی، جایگاه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مارا، بار بار از پدران ما به غارت برده و گذشته گان ما قربانی های گران بهای را به پای ان نثار نموده اند و ما را نیز پدیده بسا غریب و بیگانه ای به شمار نمی اید. امروزه پدیده قوم گرای توسعه قابل ملاحظه ای یافته است وبا پیچیده گی های بیشتری در هم تنیده است و به گونه ای که دیگر تن بغض کرده خویش را نه در قالب حذف فیزیکی، کشتار های دسته جمعی و محرومیت از مزایای اجتماعی- سیاسی که در قالب عدم رای اعتماد به گونه سیستماتیک و از قبل تعریف شده به نامزد وزیرانی از قوم هزاره و ازبک نمایان می سازد. رای وعدم رای اعتماد، حق مسلم هر نماینده ای در شورای ملی بوده و بدهی است که رای نماینده گان، باید در راستای مصالح و منافع عمومی باشد، و رنه مشروعیت فلسفی خویش را از دست خواهد داد.
شورای ملی سمبل وحدت ملی است و منبع تامین خیر عموم. اما حرکت سازمان یافته و از قبل طرح ریزی شده اخیر نماینده گان در شورای ملی، کلیه ارزش ها و اعتبار نمایندگان را به سلاخی کشیده و به پای تعصبات قوم-قبیله ذبح غیر شرعی نمود.
در هرصورت، در جوار همه عوامل موثر بر رد نامزد وزیران هزاره و ازبک، تعصبات کور قوم و قبلیه را نمی توان نادیده گرفته و به سادگی از کنار ان عبور کرد. با این همه، اگر نیرو های مشخصی را در ساختار سیاسی و پارلمان به عنوان مخالف "نه دشمن" بپذریم، باید بگویم که اساسا کمال نیرو های مخالف در مخالفت شان با رقیب بوده و تنها زمانی تلاش های شان دارای فضیلت است و قابل ستایش که بتوانند به هر گونه که شده است حریف را مقهور سازد و از بازی نیک اوت سازد. فضیلت نیروی مخالف "مخالف سیاسی - اجتماعی- فرهنگی" در رقابت و مخالفت شان است و آنکه به مخالفت نپردازد و از برنامه ریزی برای شکست حریف دست بکشد، مخالف نخواهد بود.

در کدام منطق و به کدام تجربه ما انتظار آنرا داشته باشیم که مخالفان سنتی و قسم خورده مان، دست گرم دوستی دهند و مشخصا در مورد اخیر، به نامزد وزیران ما رای اعتماد می دادند. منطق قبیلوی و احساسات کور قومی انان به هیج گونه اجازه چنین کاری را نداده و بس اشکار و روشن است که زهر شان را خواهند ریخت. در بازی سیاسی هیج میکانیزم و قانون مشخصی تعریف نه شده است که نیرو های مخالف را الزاما به رعایت انصاف و اعتدال وا دار نماید و صرفا به دعوت اخلاقی اکتفا وبسنده گردیده است. تنها و تنها تدبیر و عقلانیت بازیگران سیاسی است که با خلق عوامل فشار و میکانیزم های عمل متقابل و امیخته با خرد، رقیب را به تعامل صمیمانه و همکاری وادار می نماید و اجازه نمی دهد که مخالفان اینگونه تعصب و احساسات اهریمنی خویش را با دیه وار و اینگونه عریان قرین ما سازند.
واقعیت درد ناک این است که به همان میزان که مخالفین قسم خورده ما، کور دل اند و سخیف، رهبران سیاسی ما نیز ناشی اند و نا بخرد. رهبران سیاسی ما در عین حالیکه ضعیف اند و دون مایه، تجربه نا پذیر نیز هستند. شیوه ائتلاف با سیاف همان بود که با کرزی صورت گرفت و برخورد کرزی نیز همان است که سیاف انجام داده بود. حتی نوزادی مارگزیده می آموزد که چگونه از سوراخی که یکبار گزیده شده است اسیب نبیند اما رهبران ما تجربه نا پذیر اند.
واقعیت این است که کرزی نه با رای مردم که با حمایت کسانی از جمله سکانداران کشتی سیاست ما، به قدرت رسید و بنا بر این پایه های مشروعیت حکومت اقای کرزی نیز همین ها هستند. در انتخابات ریاست جمهوری، تبلیغ به نفع کرزی سکوی رقابت برای رهبران ما شده بود و برخی از دوستان قلم به دست ما نیز سنگ تمام گذاشتند و از مرز های گذشتند که نباید می گذشتند. در هنگام انتخابات، رهبران به مردم هزاره قبولاندند که اقای کرزی شایسته حمایت است و تنها کسی است که می تواند منافع ما را براورده سازد و حتی کسانی از خود را نیز در پیشگاه قامت اقای کرزی به صلیب کشیدیم. اما امروز همان اقای کرزی با ما چه می کند؟ شاید همگان می دانند که در حدود بیش از 90 وکیل پارلمان، ازسر سپرده گان مخلص اقای کرزی هستند که حتی منافع کلان ملی را به پای خواسته های اقای کرزی قربانی کرده و می کنند و به راستی اگر اقای کرزی بخواهد نامزد وزیران ما رای بگیرند و شریک حکومت او گردنند، تحقق آن چندان امر دشوار و نا ممکن برای او به شمار نمی اید. اما او این کار را نکرده و در مراحل بعد نیز جای تردید وجود دارد.

ما به جای ملامت اقای کرزی و کرزی هایش به مثابه مخالف سنتی "واقعیت جامعه ما همین است" باید انها را بستاییم. فضیلت اقای کرزی در مخالفت او با ما است و به خوبی قاعده بازی را می داند. نام بد ترین وزیر اقای کرزی یعنی زرار احمد مقبل با حمایت اقای کرزی رای می گیرد و در دست دیگر اقای دانش ، از نسل و تبار دیگر رای نمی گیرد. هرچه نباشد او مخالف سنتی ما به شمار می اید واین نا بخردی ما است که خوب بازی نمی کنیم.
رهبران سیاسی ما تنها و تنها شکل ابتدای ائتلاف را اموخته اند واما هرگز شیوه های خلق ضمانت اجرای و ایجاد میکانیزم های برای اجرای تعهدات داده شده را فرا نگرفته اند. گروه های مشخص در پارلمان را نه باید به دلیل عدم رای اعتماد شان به ملامت گرفته و سر زنش شان کرد، انها کار شان با خلاقیت تمام انجام داده اند؛ در عوض رهبران نابالغ و دون مایه ما شایسته ملامت اند و سزاوار نکوهش. چرا که فضیلت کژدم در نیش زدن ان است و کژدم که نیش نزند کژدم نیست. انها باید با ما چنین کنند و می کنند، اما تدبیر ما به کجاست و عقلانیت ما را چه شده است؟