اتحاف دعا به روح پاک شهدا
جامعه هزاره بلجیم
۱۳۸۹ سه شنبه ۱۱ جوزا
23
نسخه مناسب چاپ
مهمترین مسئله که امروز در برابر ما قرار دارد این است که ماباید متحدانه و عبور از هرگونه سلایق فکری، از طریق مبارزه مسالمت آمیز ومدنی صدای مظلومیت مردم خودرا به گوش جامعه جهانی برساینم.
روزیکشنبه تاریخ ۹ جوزا ۱۳۸۹ خورشیدی مطابق به ۳۰ می ۲۰۱۰ مسیحی ، جامعه هزاره مقیم کشور بلجیم و جمعی به نمایندگی از انجمن هزاره های مقیم کشور هالنددر مجلس فاتحه خوانی وختم قرآن عظیم الشان که به مناسبت بزرگداشت ازمقام شهدای مظلوم بهسود که توسط کوچی نما های متجاوز شهید گردیدند، شرکت نمودند. این مجلس در مرکز فرهنگی آیت الله سیستانی واقع در شهرانتورپن کشور بلجیم، برگزار گردید. مجلس به دوبخش تقسیم شده بود. در بخش نخست، آیاتی از کلام الله مجید قرائت و به روح پاک شهدای بهسود،اتحاف دعا صورت گرفت. در بخش دوم مراسم که به سخنرانی ،پیشنهادات وسوالات درمورد تجاوز همه ساله کوچی ها به هزاره جات وراه های حل این معضل، اختصاص یافته بود. ابتدا حسین ورسی، طی سخنرانی مفصلی به پیش زمینه های تاریخی تجاوز کوچی ها در هزاره جات، تماس گرفته وگفت :

پدیده تهاجم کوچی ها به سرزمین هزاره ها، میراث جلاد تاریخ افغانستان یعنی عبدالرحمن این امیر سنگین دل و مستبد است که پس از آن، سلاله حاکم وی این میراث شوم را ادامه دادند. فرمان عبدالرحمن به مقصد تصاحب علفچر های هزاره جات از سوی کوچی ها در راستای تصاحب بهترین وحاصلخیزترین زمین های هزاره ها در ارزگان بود، که همخوانی وتداوم این دوپدیده، نیت " هزاره ستیزی " عبدالرحمن وسلف اش را که پس از او که بر اریکه قدرت تکیه زدند، برملا می سازد.از سوی دیگر به شهادت تاریخ افغانستان، عبدالرحمن ۶۲ در صد هزاره ها را نابود نمود. قتل عام ها ، کله منارها، خرید فروش غلام ها وکنیزان هزاره از سوی سپاه یغماگر این جلاد ومقرری مالیه رسمی دولتی به خاطر فروش اسیران هزاره، در کارنامه های سیاه وی ثبت تاریخ می باشد. پس کسی که به صورت علنی وآشکار درپی نابودی کامل یک ملیت بود، چگونه میشود که فرمان آنرا به عنوان دستاویز حقوقی کوچی ها مطرح نمود که گویا فرمان دولتی را با خود دارند. از سوی دیگر این ادعای کوچی ها مبنی براینکه گویا آنهادارای قباله شرعی زمین های هزاره جات هستند، نمیتواند بنیاد حقوقی داشته باشد چون این قباله ها به زور سرنیزه حکومت های محلی که همه مدافع عام وتام کوچی ها بودند، ترتیب یافته است. آنچه که به زور،اکراه وجبر تهیه شده باشد، آیا میتواند جنبه حقوقی و شرعی داشته باشد؟
سه دهه بود که کوچی ها نتوانستند به هزاره جات یورش ببرند. اما سه سال پس از استقرار آقای کرزی بر اریکه قدرت افغانستان، کوچی ها دوباره به هزاره جات هجوم آوردند. در این سالهاآنچه که متمایز تر ازقبل بود، اینکه کوچی ها با شدت تمام ، مجهز با سلاح سبک وسنگین، به کشتار، غارت پامال سازی زراعت باشندگان منطقه پرداختند. تجاوز کوچی ها به سرزمین هزاره ها، زمانی پا گرفت که دستگاه قدرت افغانستان تحت رهبری آقای کرزی، از خلع سلاح کامل هزاره ها مطمیین گردیدند. آنگاه کوچی ها، بهسود را با سلاح مجهز شان در نوردیدند وتا توانستند، کشتند، آتش زدند، غارت کردند، کشت و زراعت مردم را پامال کردند وهزاران خانواده را آواره ساختند. آنچه که سوال برانگیز است این است سال پار در جریان کمپاین انتخاباتی ریاست جمهوری، کوچی ها به سمت بهسود یورش نبردند. دقیقاً که آقای کرزی مانع رفتن آنها شده بود تادر ازای آن رای هزاره ها را با خود داشته باشد. اگر نیت دولتمردان افغانستان برای قطح یورش کوچی ها به هزاره جات، نیت صادقانه می بود ، امسال هم به سادگی میتوانستند، جلو این هجوم وحشیانه را بگیرند. اما این نوع برخورد دوگانه، نشان داد که عناصری قدرتمندی در درون دولت آقای کرزی وجود دارند که از پدیده کوچی به عنوان ابزار سیاسی سود می برند، ودرپشت پرده، با مهارت " یورش مسلحانه در بهسود " را دایرکت میکنند.از سوی دیگر تجربه نشان داد که به رغم صداقت ، همسویی وحمایت بیدریغ هزاره ها در طی نه سال از حاکمیت آقای کرزی، این عناصر قدرتمند، به گونه ای سیستماتیک، سعی کردند تا هزاره جات را در عرصه ها ی باز سازی، اعمار سرک، شفاخانه ، برق و مکتب محروم نگهدارندوهم از میلیارد ها دالر کمک های جامعه بین المللی، حدا قلی بهره آن ، به هزاره ها نرسد. گذشته از آن وقتی کوچی ها به مردم ده نشین بهسود یورش می برند، اردو ی ملی وپلیس چرا مداخله نکرده وجلو تجاوز به مردم بی دفاع وخلع سلاح شده را نمی گیرند؟ اگر ادعا چنین باشد که ما توان مقابله را نداشتیم، این فقط یک ترفندی بیش نبود.چون از زبان سربازان اردو وپلیس شنیده شد که به ما اجازه ندادند تا از مردم ده نشین دفاع نماییم، اگر مجاز می بودیم بسیار به سادگی جلو متجاوزین را میگرفتیم. ورسی در ادامه گفت که:
مهمترین مسئله که امروز در برابر ما قرار دارد این است که ماباید متحدانه و عبور از هرگونه سلایق فکری، از طریق مبارزه مسالمت آمیز ومدنی صدای مظلومیت مردم خودرا به گوش جامعه جهانی برساینم. هم در داخل افغانستان وهم در بیرون پا بفشاریم که آقای کرزی فرمان مستبدانه عبدالرحمن را درقبال علفچر های هزاره جات، ملغی قراردهد. وبدون قید وشرط از رفتن کوچی ها به هزاره جات برای همیشه جلوگیری نماید. ما باید برای حل ریشه ای این قضیه اندیشه نموده وتا رسیدن به هدف از پای ننشینیم . ورسی ، در آخر صحبت خویش بر این نکته تاکید داشت که ما هزاره ها در افغانستان بیش از هرملیت دیگر به وحدت ملی واقعی نیازداریم چون ما در قلب افغانستان هستیم، جغرافیای سیاسی ، فرهنگی وسرزمینی ما، این اجازه را به ما نمیدهد که ما در جزیره های جداگانه از اقوام دیگر به حیات خویش ادامه دهیم. حق خواهی ، دفاع از حیثیت و شرف جامعه ما به هیچ عنوانی نمیتواند تعبیری برنفاق اندیشی ماباشد. مقابله با تجاوز، دفاع از عدالت ودموکراسی ، مبارزه برای حقوق برابر شهروندی ، ازپایه ای ترین خواست ما بوده که دنیای امروز آنرا به حیث عالیترین دستاورد انسانی به بشریت عرضه داشته است.
پس از آن آقای جنرال غلام سخی ظفری، پیشنهاد نمود تا اگردوستان ، نظر ، انتقاد، پیشنهاد ویا سوالاتی داشته باشند، مطرح نمایند. براساس این پیشنهاد، آقای حاجی علیزاده مسئول فرهنگی انجمن هزاره های مقیم هالند، ضمن تقبیح ومحکوم نمودن تهاجم کوچی ها به بهسود، خواستار اتحاد وهمبستگی کامل هزاره های مقیم اروپا گردید. سپس آقایان ، رضا واثق ، حسن بخشی، خانعلی جعفری، به نوبه خود طی صحبت های فشرده وموجز شان، پیشنهادات شان را مطرح کردند که مورد تایید واستقبال حاضرین مجلس قرار گرفت .عمدتاً این پیشنهادات وانتقادات شامل نکات ذیل بودند:
- بلند نمودن صدای اعتراض در برابر هجوم وحشیانه کوچی ها.
- مساعدت مالی به خانواده های شهدا وآسیب رسیدگان بهسود.
- حفظ کامل همبستگی میان جامعه هزاره در داخل و خارج کشور
- اعتراض در برابر عناصر قدرتمند دستگاه حاکمه کنونی که به گونه ای پنهان حامی اصلی تجاوز کوچی ها اند.
سپس آقای جنرال غلام سخی ظفری، پیشنهاد تشکیل یک کمیسیون همکاری های مشترک میان جامعه هزاره مقیم کشورهای بلجیم ، هالند وآلمان را مطرح نمود که از سوی حاضرین با گرمی استقبال گردید. همچنان آقای ظفری در رابطه به حضور متحدانه وهم آهنگ جامعه هزاره در کل وبه طور اخص اشاره ای به همآهنگی جامعه هزاره در بلجیم داشت که در صورت بروزچنین حوادث باید بایک همگرایی کامل گام بردارند. آقای ظفری پیرامون این همبستگی توضیحاتی موجزی را نیز ارائه نمود.
بعد از دوستان خواسته شد که اگر پرسش های داشته باشند مطرح نمایند. تعدادی از دوستان و از جمله آقای علیداد مقیم برکسل و آقای امان یوسفی هنرمند برجسته کشور، پرسش های شان راتوام با توضیحاتی مطرح کردند. در مجموع این پرسش ها روی محور های ذیل گردش داشت:
ماچرا علاج واقعه را قبل از وقوع انجام نمیدهیم؟
ما چرا به آسیب دیده گان بهسود کمک نمیکنیم ؟
ما چرا راهای دفاع از مردم را جستجو نمیکنیم ؟
چرا این حوادث غم بار مارا با هم فشرده نمیسازد؟
و... ؟
در آخر جناب حاجی کلانتر ، به عنوان موسفید ترین شخصیت شرکت کننده در مجلس، دعاییه ای قرائت نمود وهم تاکید نمود که ماباید از جنبه های گفتاری به جنبه های عملی گذار نماییم وهرچه زودتر برای هماهنگی مردم خود عملاً دست به کار شویم. در ختم آقای اسحق سروری، با قرائت آیاتی از قران عظیم الشان مجلس فاتحه شهدای بهسود را خاتمه بخشید وبعد حاضرین به صرف نذری که تهیه شده بود، پرداختند.
قابل یاد آوری است که عکس های از شهدای بهسود وخانه های ویران شده مردم آنجا وهم یک عکس بزرگ از رهبر شهید ، استاد مزاری در معرض دید شرکت کنندگان مراسم قرار داشت.

