انفجاردادن و به آتش کشیدن مکاتب در افغانستان کاری تازه نیست و برخلاف کشورهای دیگر که مکتب میسازند و ترویج علم و معرفت میکنند. مستفانه در کشورما  ویرانی مکاتب بسیار معمول است.

حمله به مکاتب از نگرانی های مهم جامعه محروم از دانش، علاقمندان فراگیری علم در کشور نا امن و بحران زده افغانستان است. مکاتب دخترانه بیشتر آماج حمله کوردلان و دشمنان علم ودانش وترقی بوده البته مکاتب پسرانه هم از حمله این ناجوان مردان در امان نبوده است.

تمکی از مناطق محروم هزارستان است، در آنجا از باز سازی و مساعدت کمکهای دولتی و موسسات کمک کننده خبری نیست. مکاتب پسرانه در آنجا با کیفیت بسیار نازل گاهی تعطیل و کاهی نیمه تعطیل بوده است. مشکلات امنیتی، عدم امکانات و نبود کتابهای یکدست با معیارهای استاندارد و ومحرومیت از معلمین مسلکی از مشکلاتهای اساسی آن میباشد.

دانش آموزان دختر این منطقه ای محروم، پنج سالی را در زیر خیمه ها در زمستان سرد و تابستان گرم، بر روی خاکها  به فراگیری علم و دانش پرداختند.

حدودی دو سال پیش با امکانات بسیار محدود مردمی یک کلبه ای محقرانه را ساختند تا محروم ترین قشر جامعه ما، یعنی دختران از زیر خیمه ها به زیر دیوارهای سر پوشیده به فراگیری دانش ادامه دهند.

اما این مکتب محقرانه هم از دست دشمنان علم، تمدن و بشریت در امان نماند؛ و در دل شب شنبه تاریخ 23.05.2010 آن را انفجار داده و فرصت شکوفایی را  این بازماندگان سوخته ای جنگ باز گرفتند.

ویران کردن مکتب دخترانه ای تمکی پایان این چنین جنایت ها نیست، این روند شوم سالهاست که ادامه دارد و معلوم نیست که چه وقت ما شاهد مکتب سوزی و خرابی نباشیم.

 آنچه که مسلم است، روند جاهلانه مبازه علیه فراگیری و ترویج علم و دانش روز به روز رو به افزایش است. دست، گوش و بینی بردیدن و حتا قتل معلمین و شاگردان و پاشیدن تیزاب بر روی دختران، مسموم نمودن آنان ویرانی و سوختاندن مکاتب از خطرهای بسیار جدی  درجامعه محروم و شلاق خورده ای ماست.

 متسفانه دشمنان آگاهی، با این روند شوم و نامیمون خود توانسته اند، بسیاری از طالبان دانش را از آموزش و فراگیری سواد محروم نماید. اما دولت کرزی که حتا در پایتخت هم تسلط کامل ندارد، و هیچ امیدی نیست که علیه این جاهلان علم ستیزمبارزه کند؛ و آنهم در منطقه ای تمکی و هزارستان که همیشه مورد بی مهری و بی توجهی دولت مردان کشور ما بوده است.