قوم گرایی در همه زوایا ولایه های اجتماعی،نهادهای رسمی وغیر رسمی و حتی افراد ملکی مملکتِ ما نفوذ کرده و محور و اصل عملی وتخطی ناپذیر زندگی روزمره گردیده است؛ لذاست که نمایندگان مردم در پارلمان که پاسدار حقوق قاطبه مردم محسوب می گردنددر برابر این تمابلات نتوانسته تاب بیاورندو درتصمیمات شان قومگرایی را به عنوان مهمترین اصل در نظر می گیرند.که البته این گرایش در اقوام متمایز و متعارض با تفاوتهای مذهبی ، فرهنگی ونژادی زیاد دور از انتظار نیست .

دوستان وقلم بدستان این روزها دررابطه به تحولات اخیر کشور اعم از تهاجم کو.چیها ،سربریدنها ناامن ساختن مناطق هزاره نشین(هزارستان)و....بسیار نوشته اند صورت مساله را به خوبی شرح داده اند اما کمتر به حل و راه حلهای آن پرداخته اند .آنچه از اوضاع ومتون مقالات برمی آید این است که حرف اول وآخر را درمملکت ما قومیت وقومگرایی میزند،نه مصالح کشور ،نه مشکل وجنگ با طالبان ،نه امنیت وبی کاری ، نه فساد دامنگیر دولت ،حتی تمایلات صلحطلبانه دولت کرزی نیز انگیزه های قومگرایانه دارد ،چرا که آنها به خوبی متوجه آسیب دیدن مناطق پشتوننشین که میدان نبرد ودرگیری با طالبان است شده اند واینکه مردمان پشتون به شدت عوارض جنگهای موجود را متحمل می شوند . لذا کرزای حاضر است تمام اصول دموکراسی ،آزادی،حقوق بشر ،حقوق زنان ومهمتر ازهمه قانون اساسی را زیر پا گذاشته ویا طرح صلح با طالبان ، مناطق پشتون نشین را ازجنگ برهاند ، یا کشت کوکنار را در نظر بگیرید، آنهم جنبه قومی دارد ، اگر آن مزارع در مناطق غیر پشتون بود، آیا دولت چیزی ازآن را باقی می گذاشت ؟ یا در سخنرانی خود در سالروز مبازره با مواد مخدر تلویحاً از کشت کوکنار حمایت می کرد؟ و مشکلات ناشی از این امر را به عهده همسایگانش که مزرهای خود را مواظبت نمیکنند، می انداخت؟چون قوم پشتون عامل این بزهکاری بین المللی است ومنافع سرشار اقتصادی برای آنها فراهم ساخته نه تنها با آن مبارزه نمی کند که چه بسا از آن حمایت نیز میکند.

شاهد دیگر بر رویکرد بی سابقه قومیگرایی درمملکت،رویهءاقلیت های مذهبی چون شیعیان هراتی است که احساسات قومی شان بیدار گشته، خود را به جامعه تاجیکان سنی مذهب ،نزدیک تر می بینند تا هزاره های شیعه مذهب ، ممثل ونمایانگر خوب اراده آنها سایت افغان پیپر است.این سایت تمام حرف وحدیثهای ضد هزاره را با آب وتاب وبدون سانسور منتشر می سازد ولی وقتی به انتشار مقاله ای از اوضاع هزاره ها دست میزند با جمله ای اکراه آمیز توضیح میدهد که «این مقاله به احترام نویسنده منتشر می شود» یعنی صلاحیت انتشار را نداشت ،یا زمانیکه کامنتها را منتشر میکند ،اگر خوب دقت شود کامنتهایی با محتوای فحش وناسزا به هزاره ها به کرات وبدون سانسور نشر می گردد ولی برعکس مودبانه ترین نظریات خوانندگان هزاره را که در مذاقشان خوش نمی آید منتشر نمی سازند که بنده شخصاً آن را تجربه نموده ام.

سادات هزاره که نمک پرورده این قوم به حساب می آیند نمونه مناسب دیگری است که امروزه کمتر به مذهب می اندیشند بیشتر دوست دارند خود را به عنوان قوم مستقل به حساب آورند نه ممثل دین ومذهب ، ولی در هنگام بهره مندی های مالی که مذهب برایشان پیش بینی کرده تابع پروپا قرص مذهب اند،آنجاست که یاد مذهب می افتند وخود را قشری از جامعهء میزبان قلمداد می کنند نه قومی خاص؛ یا در جایی که رای و حمایت های مردمی را لازم داشته باشند هزاره می شوند وحامی قوم ولی درجایی که هزاره بودن برایشان ضرر داشته یا نفعی نداشته باشند«سید» هستند.با شناختی که از سادات داریم آیا کسی باور میکند که درجریان رای گیری لویه جرگه برای ترمیم کابینه کرزای ، سادات محترم پارلمان به وزرای هزاره رای داده باشند؟ درحالیکه همانها با رای مردم هزاره به لویه جرگه راه یافته اند؛شنیده ام حتی تلاش دارند از آب گل آلود ماهی بگیرند وخود رابرای وزارت مطرح سازند.

اما دراوضاع حاضر رویکرد قوم گرایانه هزاره ها در چه وضعیتی است؟

به نظر بنده متاسفانه یا خوشبختانه هزاره ها هنوز خود را با شعارهای متعالی اخلاقی ،دینی وسیاسی روز، متعهد می دانند.هنوز براین باورند که که باید جهانشمول بود و به سوی ملت سازی حرکت نمود.آنچه اهمیت دارد شعایر انسان دوستانه است نه قوم مدارانه ،آنچه مهم است مصالح کشور است نه قوم وقبیله ؛ در یک کلام هزاره ها تمام هم وغم خود را صرف ساختن افغانستان ،صلح وآبادانی ،پیشرفت وترقی نموده اند؛ اما غافل ازآنکه« با یک گل بهار نمی شود» ؛زمانیکه در یک جنگل همه به فکر خود است و حفظ بقاء ورفاه خود، مطابق با اصل« تنازع بقاء» داروین ، فکر می کنید در آینده به سر این گروه که از این اصل مهم غفلت کرده اند چه خواهد آمد ؟ اگر به نابودی کشانده نشوند مسلماً آسیبهای جبران ناپذیر که شواهد تاریخی فراوانی نیز برای آن وجود دارد، به آنها خواهد رسید . متاسفانه هزاره ها حافظه تاریخی بسیار ضعیفی دارند.فراموش کرده اند که آنچه امروزه با آن مواجه اند از قبیل دشمنان قسم خورده ، عدم وحدت رویه ،و...در گذشته نیز بارها وبارها تکرار شده و مهمتر اینکه عکس العملهایشان نیز چندان موثر نبوده اند ،بهترین وآخرین راه چاره شان پناه بردن به کوهها ودره ها بوده است.از  تهاجمات اسکندر گرفته تا حملات عبدالرحمان وطالبان .

 آیا وقت آن نرسیده که یک بار برای همیشهء تاریخ به این مشکل رسیدگی شود؟ وعلل تمام این ضعفها و نقاط آسیب پذیر شناخته شود؟

لذا بر نویسندگان ،روشنفکران ،سیاسیون ،اندیشمندان اجتماعی و تاریخی است که به راه حل اساسی بیاندیشند کارشناسانه این معضل را حل کنند.صرفاً بیان مشکل ومساله کافی نیست.

به نظر بنده دو نکته در خور توجه است :یکی آسیب شناسی است که از طریق نگاهی کلی به روند تاریخ هزاره ممکن می گردد ،اینکه رویکرد هزاره ها در ناملایمات اجتماعی در طول تاریخ چگونه بوده است؟دلیل آنها چه بوده اند؟

دیگر اینکه وضعیت کنونی وآینده هزاره درمجموعه سیاسی افغانستان فعلی و چگونه خواهد بود ویا باید باشد؟

لذا جا دارد سلسله نشستهایی تحت عنوان «هزارستان ،گذشته ،حال وآینده» ترتیب داده شود و از کارشناسان جهت ترسیم گذشته و آینده هزارستان کمک گرفته شود ومفاد آن به عنوان« پیمان ملی هزاره» ، مقدس دانسته شده ، زن ومرد ،عام وخاص ،حاکم ورعیت ، سیاسی وعادی و....  به آن پایبند باشند.

البته این طرح، یک امر و برنامه میان مدت وبلند مدت محسوب می گردد.در حال حاضر آنچه شدنی به نظر می رسد؛ پالایش درونی است، تفکیک خودی از بیگانه است ؛بیگانه کسانی است که در زمان نیاز به رای مردم یا به منظور بهره مندی از وجوهات شرعی خود را هم مسلک وهم سرنوشت معرفی می کنند، یا کسی است که به منافع علیای ملت هزاره پایبند نیست ،منافع شخصی ،حزبی  وجناحی خود را بر منافع قوم خود ترجیح می دهد . باید با آگاهی دادن به توده های مردمی ، نهضتی ملی و سراسری علیه بیگانگان با تعریف فوق به راه انداخته شود تا دلسوزان به قوم ومردم برمراکز تصمیم گیری راه یابند و مهمتر اینکه «خدمت به قوم » (نه حزب وجناح و...)ارزش قلمداد گردد.

در پایان از کسانی که مایل به هم اندیشی هستند خصوصاً در رابطه به سلسله نشست پیشنهادی فوق دعوت می شود با e-mail زیر درتماس شوند:

mmsaidi1000@gmail.com