کاظم یزدانی در انتخابات پارلمانی (1389) کاندید مستقل است.

هواداران کاظم یزدانی:

                            رأی به یزدانی، رأی به هویت ملی ما است.

چرا که او....   

در روز جمعه 1 اسد 1389 جمعی قابل توجه از هموطنان آگاه و فرهیختگان جامعه با استاد یزدانی دیدار نمودند و از سخنان افرادی مانند آقای جاوید نویسنده و صاحب نظر در امور سیاسی، احمد بهزاد نماینده ولسی جرگه، حلیمی کاندید ولسی جرگه و استاد یزدانی مستفید شدند. در این جلسه هر کدام از سخنرانان به بحث در مورد  وضعیت سیاسی و اجتماعی کنونی کشور و  شخصیت استاد یزدانی به تحلیل و بررسی پرداختند.

جاوید از دوران انتخابات به عنوان فرصت یاد کرد و اینکه کسانی را انتخاب کنیم که شخصیت حقیقی داشته باشند. ایشان همچنین با یاد خاطره ای از رهبر شهید در رابطه با اهمیت کارهای استاد یزدانی، استاد یزدانی را کسی دانست که گوهر تاریخ را دانه دانه جمع کرد تا پژوهشی در تاریخ هزاره شود و هزاران صفحه دیگر را می نویسد تا مردم قهرمان خود را معرفی کند.

او گفت: " رأی دادن به یزدانی رأی دادن به عدالت خواهی است، رأی دادن به همه ارزش هایی است که ما می خواهیم برای آن مبارزه کنیم."

سپس احمد بهزاد با اشاره به آیه ای از قرآن کریم سخنان خود را شروع کرد:

" به درستی که خداوند وعده کرده است که سرنوشت قومی را تغییر نخواهد داد مگر اینکه آن جامعه خود بخواهد سرنوشت خود را تغییر دهد."

بهزاد ابتدا با نگاهی به وضعیت کنونی کشور مشکلات و چالش هایی که جامعه ما با آن مواجه است را مطرح کرد، وی به مقایسه نتایج کنفرانس بن (که همانا شالوده و بنیاد یک نظام تکثرگرا و متکی بر دموکراسی توافقی بود) و حاکمیت کنونی پرداخت.

او همچنین در رابطه با بایکوت کردن اقتصادی بخش هایی از کشور و انحصار خواهی در مدیریت کلان کشور اشاره کرد که بایکوت کردن هزارستان نه تنها به هزارستان بلکه به کل کشور آسیب می رساند، بایکوت کردن بامیان و توقف پروژه های عمرانی در بامیان یعنی افغانستان و ملت افغانستان را از درآمدهای توریستی، معادن و صدها منبع در آمد دیگر محروم شده است.

برنامه ریزی به حاشیه راندن نیروهای نخبه جامعه هزاره از سطح رهبری حاکمیت مسئله مهم دیگری بود که بهزاد مطرح کرد:

" یک تیم سیاسی شکل گرفته شده و هراندازه هشدار داده شد و تلاش شد  که در برابر آن نیرویی شکل گیرد متأسفانه افراد مؤثر در جامعه هزاره غفلت کردند و حال علناَ نیروهای جامعه ما به حاشیه رانده می شوند."

او در رابطه با انتخابات ولسی جرگه 1389 گفت که در انتخابات پارلمانی تنها بحث نماینده داشتن مطرح نیست چرا که:

 " ما در برابر  سیاست های خطر آفرینی قرار گرفته ایم . در تشدید برنامه های نفاق افکنانه قومی در افغانستان اولین قربانی این سیاست هزاره ها هستند و اگر در برابر آن مقاومت همه جانبه و وسیعی صورت نگیرد در گام بعدی اقوام دیگر قربانی این سیاست خواهند بود، کسانی که وزرای خود را از پارلمان پاس کرده اند چندان آسوده نباشند این شتری که بر در خانه هزاره ها است در خانه دیگران هم خواهند رفت و ایستگاه آخر آن خانه هزاره نیست. واین سیاست گام به گام حاکمیت استبدادی میراث دار 250 سال حاکمیت قبیلوی بر افغانستان بوده است.

این موضوع را بارها با دوستان هم سرنوشت خود با برادران تاجیک و ازبک مطرح ساختیم که اگر حاکمیت قبیله ای موفق شد بدون دردسر و با سیاست دیگران هزاره را از عرصه مدیریت کشور حذف کند گام بعدی ازبک و تاجیک خواهد بود و تاریخ سیاه گذشته تکرار خواهد شد.

چهره هایی هستند که شما نمی شناسید و در تلویزیون ها ظاهر نمی شوند ولی در کانون برنامه ریزی های سیاسی قرار گرفته اند، تصمیم خود را گرفته اند در دایرالمعارف هایشان آنها فی صدی اقوام را تعیین کرده اند و در مرحله بعد در صدد عملی ساختن برنامه های خود هستند. ...

امروز حلقات سیاسی برنامه آشتی با تروریزم را به عنوان یک محور سیاسی و امنیتی روی دست گرفته است."

در رابطه با برنامه های آشتی با تروریزم بهزاد به رابطه حاکمیت با کشورهای روسیه، پاکستان، آنکارا و ایران اشاره کرد، او وجود اسناد غیر قابل انکاری در رابطه با حمایت ایران از طالبان و تروریسم را قطعی دانست و تعطیل شدن پروژه های کلان اقتصادی بوسیله ایران در غرب افغانستان را دلیل بر این ادعا بیان کرد.

استفاده از فرصت ها مسئله ایست که اکثر صاحب نظران به آن پرداخته اند و بهزاد نیز به از داست دادن این فرصت ها در 8 سال گذشته اشاره کرد و نتیجه آن را عدم پذیرش حتی حضور سمبلیک جامعه هزاره بیان کرد. او با این مقدمه به مسئله انتخابات و اهمیت آن به عنوان یک فرصت پرداخت:

" ... آنها که هزاره ها را از صحنه خارج می کنند نقش تاریخی خود را انجام می دهند ولی ما چه می کنیم؟ امروز وضعیت بحرانی تر از آنچیزی است که با تحلیل های عوام فریبانه آن را به مردم ارائه کنیم، ...نباید توجیه گر سیاستی باشیم که افغانستان را به قرن 19 بازمی گرداند. ...

این دوران انتخاباتی فرصت است فرصتی که جامعه سیاسی حرف های نخبگان را دریابند. فرصتی است تا کادرهای سیاسی برنامه های خود را مطرح کنند. فرصتی است برای بیان دیدگاه و ترسیم آینده.

با انتخاب شایسته حداقل یک حصار دفاعی در پارلمان بفرستیم.

تلاش برای فرستادن تعداد بیشتری نماینده یک ضرورت است اما نه به هر قیمتی، ما در کشوری زندگی می کنیم که اگر از تمام فرصت های رأی خود استفاده کنیم نمی توانیم اکثریت را در پارلمان تشکیل دهیم ولی مهم اینست که چگونه اقلیتی را در پارلمان داشته باشیم، اقلیتی که به دنبال منافع شخصی خود نباشد.

به کسانی رأی ندهیم که امروز خرج می کنند زیرا همین افراد در پارلمان به دنبال جبران این مخارج خواهد بود. پارلمان جای تاجر جماعت نیست جامعه ای موفق است که هر کسی را در جای خود قرار دهد."

سپس او در رابطه با استاد یزدانی گفت:

" من شاگرد استاد یزدانی هستم. در برهه ای از دوران مهاجرت مبارزه به سمت آرمان های استاد شهید جرم بود و در آن دوره یکی از محورهای اصلی جریان اندیشه و آرمان های رهبر شهید و یکی از محورهای مقاومت برای رسیدن به عدالت، استاد یزدانی بود."

وی اظهار تأسف کرد که یزدانی نیز به مانند بسیاری از نخبگان ما فراموش شده است. و در این راستا به ضرورت انتخاب آگاهانه مردم غرب کابل، که او از آنها به عنوان کسانی که به مقاومت و حرکتهای آگاهی بخش در سطح افغانستان شهرت دارند یاد کرد، تأکید کرد و ایجاد سنگر مقاومت در پارلمان را یک ضرورت بیان کرد.

در انتها او به مسائل منطقه ای اشاره کرد و آن را برنامه و دامی حساب شده در طول 8 سال خواند تا با تشکیل اجتماعات بر محور مسائل منطقه ای، صفوف متحد مردم ما را چند پارچه بسازد تا نیروهای نخبه ما نتوانند در عرصه هایی مانند انتخابات موفقیت به دست آورند چرا که مردمی که در درون لاک های روستایی و منطقه ای باشند نمی تواند تصمیم کلان در عرصه ملی بگیرند.

حلیمی نیز سخنان خود را در دو محور بیان کرد. ابتدا او در رابطه با استاد یزدانی به عنوان فقیه و اسلام شناس  و اندیشه و تفکر ایشان صحبت نمود. او اهمیت کار استاد یزدانی را آغاز گر بودن حرکت بیداری خواهانه و هویت طلبانه دانست و کار دیگران را متأثر از کار استاد بیان کرد و خواهان برجسته شدن این مسئله شد.

 سپس مسائل سیاسی کشور وجامعه هزاره را بیان کرد. او در برخورد با مشکلات موجود که ریشه های عمیق و پیچیده دارد و ایجاد ابزارها و توانمندی های مقابله با آن صحبت نمود. او نزدیک شدن به اهداف در زمان استاد مزاری را پشتوانه قدرت سیاسی و اجتماعی سیاست های او دانست و امروز نیز ایجاد توان و قدرت را در درون جامعه ضرورت رسیدن به اهداف و رهبری سالم سیاسی، کار فرهنگی و کار روی جامعه را راه حل های اساسی برای رسیدن به این قدرت بیان کرد. او همچنین تأکید کرد که نباید همدیگر را تضعیف کنیم و با قبول مسئولیت و داشتن انسجام به اهداف خود در پارلمان برسیم.

استاد یزدانی نیز با اشاره به حکومتداری کنونی خلاصه ای از زندگی نامه سیاسی دو شخصیت بزرگ مهاتما گاندی و نلسون ماندلا را شرح داد و با معنای تحریف شده سیاست سخنان خود را شروع کرد و شخصیت سیاست مدار را تابع مصالح و منافع مردم بیان کرد. استاد در رابطه با مبارزه گاندی با انگلیس، نحوه زندگی و تقابل او با مردم، نحوه برخورد سیاسی در مسائل بین پاکستان و هندوستان صحبت نمود. ایشان در مورد نلسون ماندلا هم به مبارزه او با تبعیض نژادی بین سفید پوستان و سیاه پوستان با توجه به ترکیب 11 درصدی سفید پوست و 89 درصدی سیاه پوستان اشاره کرد و عدالت او را دررابطه با رعایت حقوق سفید پوستان، بعد از سالها سختی در زندان و پیروزی مورد تحسین قرار داد.

استاد یزدانی در رابطه با وضعیت کنون کشور علت فقر و عدم توسعه در افغانستان را با وجود کفایت و لیاقت مردم افغانستان، حکومت های مستبد و فاشیستی دوران گذشته دانست و مثال های تاریخی آن را تشریح کرد.

ایشان تأکید کردند که تلاش کنیم ما هم در زندگی نسبت به کشور خود صادق و فداکار باشیم و حق مردم خود را که توسط حکومت های فاشیستی گذشته ضایع شده است را برگردانیم.

استاد یزدانی به عدم رعایت تناسب جمعیت اقوام در ادارات افغانستان اشاره کرد و گفت:

 " تا زمانی که آمارگیری دقیق نشده است باید آمار پذیرش شده در کنفرانس بن معیار حکومتداران باشد. سهم هزاره ها در کل کشور 22 درصد است. این حق گرفتنی است ( البته بسیار کم اتفاق می افتد که مردان بزرگی مانند مهاتما گاندی بیایند و این حق را بگیرند،) باید خود ملت این حق را بگیرد."

"ما صد در صد خواهان وحدت ملی هستیم ولی نه به معنای سکوت کردن زیرا در غیر اینصورت استثمارگری است استثمار برای هر دو استثمارگر و استثمار شده گناه هست."

استاد یزدانی در رابطه با ضایع شدن حقوق مردم هزاره دو حق را یاد آور شد:

"1- در تقسیم بندی های دولتی باید تعادل باشد و انکشاف متوازنی را در سراسر افغانستان داشته باشیم.

2- حق دیگر حق تاریخی است یعنی در کتابهای تاریخی، حقوق و فرهنگ و آداب و رسوم مردم ما در نظر گرفته شود"

استاد در حق تاریخی هزاره به کتابی جعلی اشاره کرد که در سال 1319 ظاهرا توسط فردی به نام محمدبن هوتک به رشته تحریر درآمده است و حدود چند صد سال پیش مقر پشتون ها را در هزارستان بیان می کند. این کتاب از همان اوایل مورد شک و تردید مورخان و دانشمندان قرار گرفت و استاد هم دررابطه با کوشش های خود برای اثبات جعلی بودن این کتاب سخن گفت یکی از این دلایل،" اشتباه ذکر شدن تاریخ درج شده دراین کتاب است، 16 جمادی الثانی روز دوشنبه می باشد که در کتاب جمعه ذکر شده است و نشان از تصادفی نوشتن تاریخ است ". این کوشش های استاد در مقاله ای انتشاریافته است که مورد استقبال برادران تاجیک و ازبک نیز قرار گرفت.

در انتها استاد تأکید نمودند که برادرهای هزاره ما متوجه این موضوعات باشند و با انتخاب انسان های شایسته از این حقوق خود  دفاع کنند.