ریزش خون در غرب کابل
جمهوريِ سکوت
۱۳۸۹ شنبه ۲۳ اسد
64
نسخه مناسب چاپ
مردم بر سر راه شان از شدت خشم و نفرت عکس های کاندیدان انتخابات پارلمانی را پاره کردند و بر ضد همه ، از جمله خلیلی و محقق شعار سردادند. اما به عکس رهبر شهید، بابه مزاری با حرمت برخورد کردند و کوچکترین لطمه ای به فوتوهای پیشوای عدالتخواهان، وارد نکردند. در جاده های دشت برچی شیشه و خون باهم در آمیخت و بین ۲۰تا ۲۵ نفر کشته شدند و بیش از ۳۵ نفر زخمی گردیدند.

ازمدتی بدینسو، عده ای بنام کوچی در دامنه کوه قروغ دارالامان،نزدیک به شهرک حاجی نبی برادر استاد خلیلی، مستقر شده بودند. اینها افراد مسلحی بودند که پیوسته مردمان محل را مورد تهدید قرار میدادند. کوچی های مسلح با گشت وگذار وتهدیدهای شان اضطراب خانواده ها را برمی انگیختند. به رغم شکایات مداوم ساکنان محل، مقامات دولتی وامنیتی به این خواسته ها کمترین بهای قایل نشدند. این برخورد تبعیض آمیز آنهم در پایتخت کشور ، سبب گردید تا کوچی ها هارتر و وقیح تر از گذشته نسبت به خانواده های هزاره برخورد نمایند. روزتاروز، این برخورد، مردم محل را به انزجار و انفجار نزدیک می نمود. مردم به چشم خود میدیدند که افراد مسلح در روز روشن آنها را تهدید میکنند وصدای شکایات آنها در هیچ مرجع دولتی شنیده نمیشود.
امروز جمعه ۲۲ اسد ۱۳۸۹، جمعی از مردم غرب کابل برای سرکشی به سرپناهای شان وهم برای نشانه گذاری دقیق محلی که دولت برای " قبرستان عمومی" برای شان تعیین کرده بود، جمع گردیده بودند. اما کوچی های مسلح، به تعیین محل برای قبرستان عمومی مردم غرب کابل ، به مخالفت برخاستند. در نتیجه ساعت هشت صبح میان کوچی ها وهزاره ها در گیری آغاز گردید. کوچی های مسلح بالای مردم آتش گشودند ودر نتیجه تعدادی از مردم بی گناه کشته وزخمی شدند. وقتی پلیس به محل رسید به جای اینکه از جنایات کوچی ها بپرسند بعد از یک مشاجره لفظی کوتاه به روی مردم جنازه بردوش، آتش گشودند . این خودش نقطه آغاز انفجار خشم مردم گردید. آنها جنازه ها را بردوش گرفتند و چون توفان، خشمگینانه به بی عدالتی ها پاسخ گفتند. پلیس دولتی بدون اندک درنگ مانند کوچی ها به روی مردم آتش می گشودند و مردم با دست خالی از خود دفاع میکردند. به رغم کشته شدن یاران شان با سرسختی در برابر کشتار بیرحمانه ای پلیس دست به مقاومت می زدند.
مردم برسر راه شان از شدت خشم ونفرت عکس های کاندیدان انتخابات پارلمانی را پاره کردند وبرضد همه ، از جمله خلیلی ومحقق شعار سردادند. اما به عکس رهبر شهید، بابه مزاری با حرمت برخورد کردند وکوچکترین لطمه ای به فوتوهای پیشوای عدالتخواهان، وارد نکردند. در جاده های دشت برچی شیشه وخون باهم در آمیخت و بین ۲۰تا ۲۵ نفر کشته شدند وبیش از ۳۵ نفر زخمی گردیدند. طبیعی است که این همه کشته شدگان به دست کوچیها وبعدبدست پلیس مسلح دولت صورت گرفته است که در پایتخت کشور نه برای تامین امنیت ، بلکه برا ی کشتار هزاره ها قامت راست کرده اند. چنانچه یکی از این هزاره ستیزان، آمر حوزه شش بنام " نعیم قضوی " است. که نسبت به هزاره ها ورهبر شهید، استاد مزاری در موارد متعددی کینه ونفرتش را پنهان نکرده است.
حد اقل تاساعت ۶ و ۳۰ دقیقه فضای غرب کابل آگنده از فیرهای هوایی وزمینی، از ناله ها وغریو مردم بود. خانواده های که در دامنه کوه قروغ قرار داشتند ، از بیم انتقام وعدم مصوئنیت جانی، به غرب کابل آمدند. بطور کل در گیری های امروز ابتدا با کوچیها در دامنه کوه قروغ صورت گرفته است. بعددر حوزه ۱۳، در کوته سنگی و حربی شونزی، ادامه یافت ودر گیری در حوزه شش تلفاتی زیادی را هم داشته است. چون آمر حوزه شش، آگاهانه امر فیررا به روی مردم صادر نموده است.
البته این گزارش گونه ای یبسیار مختصر از وقایع المناک امروز بود که ابعادآن به مراتب گسترده تر وجدی تر از آن است که در این مختصر میخوانید. قابل تذکر میدانیم که غرب کابل پر از التهاب است. اگر دولتمردان افغانستان با چنین بی توجهی نسبت به جامعه هزاره برخورد نمایند، هیچکسی قادر به پیشینی حوادث نخواهد بود. این خودش یک هوشدار بسیار صریح به رهبران سیاسی هزاره ها است که نباید شور وشعور مردم را دست کم گرفته ونسبت به جامعه برخورد انفعالی داشته باشند. دولت آقای کرزی باید درک نماید، که خون هزاره ها مانند خون سایر اقوام هم سرخ است وهم دارای ارزش. وقتی خون هزاره در پایتخت افغانستان در روز روشن آنهم به دست پلیس دولت ریختانده میشود ، بدان معنا است که ارزش های یک جامعه ای که دارای فرهنگ پربار وتاریخ چندین هزار ساله است، به بازی گرفته میشود. این میتواند به دولت کرزی یک هوشدار بسیار عظیم باشد که در مدت قریب به ده سال حاکمیت اش تا هنوز در هیچ گوشه ای شهر کابل چنین کشتار علنی توسط قوت های دولتی انجام نیافته است. اما اینکه در مورد هزا ره ها چنین کشتاری بیرحمانه رقم میخورد، شاید نشانه های تباهی حاکمیت تک قومی را در افغانستان درپی داشته باشد. تا دیرنشده باید به این قضیه رسیدگی عاجل صورت گیرد. ورنه تاریخ نشان داده که خشم توفانی مردم، بنیاد های محکم دولت ها را برانداخته است. بخصوص جامعه ای که زمینه های بلند ومساعد همگرایی سیاسی وفرهنگی با تمام جوامع محروم افغانستان را در خود دارد.
قابل تذکر میدانیم که ما در زمینه گزارشها وتحلیل های مفصلی خواهیم داشت که خدمت خوانندگان سایت تقدیم میگردد. ازدوستان عزیز، به خصوص شاهدان عینی در کابل تقاضا می نماییم که با ارائه گزارشات مستند در این مورد مارا یاری نمایند.